|
نگاهی به زندگی استاد شهریار
شنبه 1386/06/31 11:54 بعد از ظهر
سید محمد بهجت تبریزی در سال 1283 در تبریز به دنیا آمد و در سال 1367 در تهران در گذشت ، متخلّص به شهریار، شهریار در مقبره الشعرا سرخاب تبریز در کنار خاقانی و دیگر بزرگان به خاک سپرده شد. هشت ساله بود اولین شعر رسمی خود را سرود. نواختن سه تار را از استاد صبا فرا گرفت . در سال های 1329 تا 1330 اثر جاودانه خود حیدر بابا یه سلام را خلق کرد این منظومه تنها در جمهوری های شوروی سابق به نود درصد زبان های موجود ترجمه و منتشر شد. شهریار زمانی که هفده سال ه بود ادبیات عرب و زبان فرانسه را فرا گرفت. و استاد افتخاری دانشکده ادبیات تبریز از دیگر عناوین اوست. دوره دانشکده پزشکی را تا آخر ادامه داد ولی هیچ گاه طبابت نکرد. دوره ای از زندگی او در ثبت احوال و بانک کشاورزی گذشت. در سن 47 سالگی بود که با عزیزه خالقی ازدواج می کند. حاصل این ازدواج سه فرزند به نام های شهرزاد ، مریم، هادی هستند . شهریار زمانی که دانشجوی سال آخر پزشکی بود عاشق دختری می شود که در حد پرستش او را دوست داشت اما.... او شعری سرود برای آن دختر که غلام حسین بنان بصورت آواز خوانده:
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟ نازنینا ما با ناز تو جوانی داده ایم دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟
شهریار تمام عمر شاعر زیست و شاعر از جهان رفت . 27 شهریور ماه سال 1386 سالگرد درگذشت وی است یادش گرامی
براي تو
یکشنبه 1386/06/25 10:45 بعد از ظهر
نگاهم برای مدتی روی یک صفحه باز شده از مجله موفقیت گره خورد وقتی نوشته بود: کسی را که دوست داری اسیر توقعات خود نکن نوشته بود: از عشق خود ابری بساز باران ساز و بر او بی دریغ ببار بگذار معشوق تو، زیر بارش بی امان باران عشق تو، ببالد و خود را به خورشید برساند بالیدن و نورانیت او را تماشا کن و شاد باش این گونه است که عشق می ماند و نمی رود زیرا احساس آزادی می کند عشق، در هر کجا که خود را آزاد ببیند می ماند، عشق، آن گاه به اندیشه گریز می افتد که خود را در قفس ببیند عشق، تاب قفس ندارد
به عشق وفادار باشید تا بماند
تنهاي
چهارشنبه 1386/06/21 9:48 قبل از ظهر
خواننده بنیامین دلتنگی هات رو بردار به روی قلبم بگذار تکیه بده به شونم تو این مسیر دشوار اگه منو نمی خوای حرف دلم رو گوش کن فقط برای یک بار بعدش خدا نگهدار تنهای خیلی سخته وقتی چشمام به راهه وقتی شب سیاهه و قتی بدون ماه تنهای خیلی تلخه وقتی بدون تو هستم تنها می شه دستم با این دل شکستم دلتنگی هام رو بردار پیش خودت نگه دار هر وقت که تنها شدی منو به یادت بیار داری میری نمی خوام وقت تو رو بگیرم این حرف آخر من دوست دارم، دوست دارم میمیرم تنهای خیلی درده اگه نیای به خوابم وقتی تو اضطرابم تو هم ندی جوابم تنهای خیلی سرده وقتی پیشم نباشی آتیشم نباشی بیدار بشم نباشی تنهای خیلی سردمه
زن
سه شنبه 1386/06/13 9:27 بعد از ظهر
پروین اعتصامی که من پروین فروغ شهر ایرانم نه پوراندخت ، نه آذر دخت، نه آتوسا، نه پانته آ که آرتیمس سپهسالار ایران در نبرد پارس و یونانم مرا گر در مقام همسری بینی، نه یک همخوان و همبستر که یک همراه و یک یار وفادارم نه یک برده، مکن اینگونه پندارم، که جوشتد خون آزادی به شریانم بدون زن، کجا میداشت تاریخ تو آرش با کمانش؟ کاوه آهنگر با گرز و سندانش؟ بدون زن کجا میداشتی آن شاعر طوسی نگهبان زبان پارسی؟ استاد فردوسی؟ مرا گر در مقام مادری بینی مگو با من که هست فرشی از بهشت زیر پایم نگاهم کن که زیر پای من دنیا به جریان است ز نور عشق من رخشیده کیهان است که با دستان من گردون بجریان است که جای پای من بر چهره سرخ و سپید و سبز ایران است برو ای مرد ، دگر میر آسان به لب نامم که منآزاده زن فرزند ایرانم
دل نوشته های من
شنبه 1386/06/10 1:32 بعد از ظهر
درود بر فرزندان پاک ایران قرار بود وبلاگ تا 27 این ماه آپ نشود ولی خوب آپ قبلی من باعث این شد که بنویسم برای کسی به نام سنگ که برای من کامنتی گذاشته بود و توهین کرده بود به نوشته های من و به باور های من ، دین من و ..... حالا دارم واسه تو می نویسم توی که از فرهنگ خود هیچ نمی دانی توی که بد کردار و بد گفتاری و از منش زشت سرشار تو که ادعا می کنی یک آریایی هستی به من بگو کجای آیین مقدس زرتشت ، کجای گاتها، کجای اوستا یا رو کدام کتیبه نوشته شده هر کس به جز آیین تو اهریمنی بیش نیست یا توهین کن به دین دیگران و پیامبران آنها این مهم نیست که مسلمان باشی یا هر دین دیگری مهم این هست که پاک باشی از منش نیک سرشار و پرستش کردن خدای یگانه در تمام دین ها منش نیک و منش بد وجود داره مهم تو هستی و منش تو نه دین تو یاد بگیر به کسی به جرم دینش توهین نکنی تو هر دینی دست برده شده مهم تو هستی که خوب و بد رو تشخیص بدی من اگر این وبلاگ را ساختم فقط از برای خوب نوشتن بود نه بد گفتن نه برای توهین کردن این وبلاگ فقط برای چیزهای هست که من بهش اعتقاد دارم و دوستان من هر کس با اعتقاد های ما مخالفه مجبور نیست بخواند یا لیست نظرات ما را پر کند ........ شاد زیوید دیر زیوید و تا زیوید به کامه زیوید!
راه در جهان یکی هست و آن راه راستی
احساس امروز من
چهارشنبه 1386/06/07 11:41 بعد از ظهر
سلام ، سلامی به گرمی آفتاب امروز چه روزی بوده ؟ چه خبرا؟ دنیا امروز برای کی بود؟ و لبخند خورشید خانوم شاد باشید و پاینده باد ایران جاویدان
|
|