|
به ایرانم ایران جاودانه ام فریدون مشیری
چهارشنبه 1386/08/23 5:21 بعد از ظهر
خدایا وحشت تنهایی ام کُشت
دلم از این همه بیگانگی سوخت
همیشه با تو
معنای زنده بودن من با تو بودن است
نزدیک، دور
سیر، گرسنه
رها، اسیر
دلتنگ، شاد
آن لحظه ای که بی تو سرآید مرا مباد
مفهوم مرگ من
در راه سرفرازی تو در کنار تو
مفهوم زندگی ست
معنای عشق نیز در سرنوشت من
با تو همیشه با تو برای تو زیستن
ادامه ساخت تخت جمشید در زمان خشایارشا فرزند داریوش بزرگ
جمعه 1386/08/18 5:38 بعد از ظهر
دروازه همه ی سرزمین : دو دیوار بزرگ که هر طرف آن یک گاو سنگی بزرگ دیده می شود در سمت شرقی این بنا نیز دو دیواره بزرگ دیگر با اندام دو گاو ولی با سر انسان و بال عقاب دیده می شود یک تالار بزرگ هست که طول هر یک از اضلاع نزدیک به 25 متر هست در میان این تالار 4 ستون وجود دارد که بلندی آن 17 متر است که 3 دروازه دارد یکی در سمت شرق دیگری غرب و دیگری سمت جنوب امروزه به اشتباه این دروازه را ملل می گویند اما خشایارشا در کتیبه ای این دروازه را دروازه همه سرزمین نامیده کاخ هدیش : کاخی اختصاصی برای خشایارشا که از کاخ تچر بزرگتر است که شامل یک تالار 36 ستونی ( 6 ردیف 6 ستونی ) و دو تالار 4 ستونی ( 2 ردیف 2 ستونی ) با یک ایوان 12 ستونی ( 2 ردیف 6 ستونی ) و چند تا اتاق کوچک و تو در تو این کاخ برای استراحت و زندگی شاه بوده کاخ ملکه : شامل 23 تالار و یک تالار بزرگ 16 ستونی ( 4 ردیف 4 ستونی ) با یک ایوان 8 ستونی ( 2 ردیف 4 ستونی ) و چند اتاق و راهرو چند نظریه برای این کاخ هست اینکه مهمان سرا بوده برخی هم آن را کاخ ملکه خشایارشا می دانند نظریه بعدی این است که این کاخ جایگاه زندگی خانواده ی شاهان هخامنشی بوده این کاخ امروزه به موزه تخت جمشید تبدیل شده کاخ « ج » « د » « ه » : آثاری از چند بنا در اطراف کاخ هدیش کاخ « ج : در شمال هدیش ، کاخ « د : در سمت شرق هدیش ، « ه : در سمت غرب هدیش کاخ صد ستون : جایگاهی بزرگ برای جشن نوروز در شرق آپادانا و در شمال خزانه ( 4700 متر مربع ) دارای ایوان 16 ستونی در ضلع شمالی ( 2 ردیف 8 ستونی) تالار اصلی که دارای 100 ستون ( 10 ردیف 10 ستونی ) و چند اتاق و راهرو در اطراف آن ادامه ساخت تخت جمشید در زمان اردشیر اول فرزند خشایارشا کاخ سه دروازه : این کاخ دارای یک تالار 4 ستونی و دو ایوان 2 ستونی در شمال و جنوب بود تالار 4 ستونی داری 3 در بود که یکی به ایوان شمالی دیگری به کاخ ملکه و در دیگری به ایوان جنوبی باز می شد در میان تالار 4 ستونی سنگی قرار دارد به شکل مربع که یک حلقه در میان آن تراشیده شده است که جایگاهی برای شناخت دو روز اعتدال سال یعنی مهرگان و نوروز می دانستند خیابان سپاه : دو دیوار روبروی خروجی شرقی دروازه همه به گونه ای که یک خیابان را پدید آورد این خیابان مهمانان را به کاخ صد ستون راهنمایی می کرد البته خیابان سپاه نامی است که امروزه بر آن نهاده اند دروازه نیمه تمام : یک دروازه کوچک در شمال کاخ صد ستون که هیچگاه به پایان نرسید ساختمان بایگانی : یک بنا در شمال شرقی کاخ صد ستون در دامنه کوه که در آن اسناد را بایگانی می کردند جایگاه سربازان : جایگاهی برای سربازان در بخش شرقی کاخ صد ستون در دامنه کوه آرامگاه های اردشیر دوم و سوم : در شرق تخت جمشید ( پارس ) بر دامنه کوه مهر دو آرامگاه هست آرامگاه جنوبی 6 قبر و در آرامگاه شمالی تنها یک قبر وجود دارد یکی متعلق به اردشیر دوم و دیگری سوم هست که معلوم نیست که کدام متعلق به اردشیر دوم و کدام متعلق به اردشیر سوم می باشد
ساخت تخت جمشید در زمان داریوش
سه شنبه 1386/08/15 2:44 بعد از ظهر
تخت جمشید ( پارس ) « ارزش هر چیزی به قیمت است مگر فرهنگ که به قدمت است » تخت جمشید هویت ملی ما و عظمت ایران است تخت جمشید دروازه همه کشورها است تخت جمشید مهد تمدنی بزرگ برای تمدن های دیگر است سرزمین اولین طلوع و نخستین منشور حقوق بشر تخت جمشید در 40 کیلومتری پارسه گرد محل کاخ کوروش بر دامنه کوه مهر ( رحمت امروزی ) قرار دارد اولین بنیانگذار آن داریوش اول هخامنشی بود و تا عصر اردشیر سوم ادامه داشت دلیل انتخاب کوه مهر برای ساخت تخت جمشید به خاطر قار گرفتنش در کنار دشتی حاصلخیز و نیز نزدیکی به شهری به نام (خَود- ایتشیه) مساحتی که برای تخت جمشید انتخاب شد بیش از 455 متر و پهنای بیش از 300 متر روی هم رفته ناحیه ای هموار با مساحتی بیش از 13 هکتار نخستین ساختمانی که در آن ساخته شد آپادانا در ضلع غربی مشرف به دشت هست و بعد آپادنا در زمان داریوش که به ترتیب صُفه ، پلکان جنوبی ، ساختمان خزانه و بعد آپادانا و ساختمان تچر در زمان داریوش پلکان غربی ساخته شد ولی در زمان خشایارشا پلکان جنوبی برداشته شد و و به جای آن پلکانی در ضلع غربی ساختن پلکان غربی دو طرفه است که در هر طرف 110 پله دارد که با یک پاگرد به طرف بالا می رود پله های پلکان و دیواره های آن از سنگ است ساختمان خزانه در بخش جنوبی قرار دارد اولین سشاختمانی بود که ساخته شد تا داریوش بتواند بر ساخت ساختمان آپادانا نظارت داشته باشد که بعد از ساخت آپادانا تصمیم به گسترش آن گرفت اما با مرگ داریوش خشایارشا کار را ادامه داد که ساختمان خزانه دارای تالار 99 ستونی ( 9 ردیف 11 ستونی) و با چند تالار کوچک در قسمت شمالی اما وقتی که می خواستن ساختمان خانوادگی رابسازند قسمتی از خزانه تخریب ولی به جای آن در ضلع شمالی تالاری 100 ستونی ( 5 ردیف 20 ستونی) ساخته و به خزانه اضافه شد آپادانا که شامل : تالار مرکزی : این تالار بیش از 3600 متر مربع وسعت دارای 36 ستون سنگی ( 6 ردیف 6 ستونی ) و بلندی هر یک 20 متر است و سر هر ستون دو سر گاو در دو طرف قرار دارد و یک مکعب سنگی در بخش میانی آن و پایه ستون ها ساده است کف تالار پوشیده از کاشی های سنگی است و در زمان داریوش دور تا دور آن دیوار های خشت به ضخامت بیش از 5 متر بوده است ایوان غربی و شمالی و شرقی آپادانا : ایوان شرقی و غربی در زمان داریوش ساخته شده ولی ایوان شمالی در زمان خشایارشا ساخته شده هر سه ایوان دارای 12 ستون سنگی 0 2 ردیف 6 ستونی با این تفاوت که ایوان شرقی سرستون آن دو سر شیر هست اما ستون های شمالی و غربی دو سر گاو است پلکان آپادانا : دارای دو پلکان هست یکی سمت شرق و دیگری شمال پلکان شمالی در زمان خشایارشا ساخته شده نقوشی که بر پلکان های آپادانا کنده کاری شده به ترتیب : نمایندگان ملل: 23 گروه از اقوام گوناگون که هر گروه با یک درخت سرو از گروه بعدی جدا شده اند در جلوی هر گروه فردی با لباس پارسی قرار دارد که آنها را به طرف تالار راهنمایی می کند هر گروه با خود اشیاء و یا حیوانی به همراه دارند و 18 گروه در سه ردیف بر بدنه اصلی پلکان کنده کاری شده اند و 5 گروه در بخش شیب دار پلکان سپاهیان : در سمت راست پلکان در 3 ردیف سپاهیان و سرداران هخامنشی دیده می شوند نقش میانی : نقش میانی پلکان داریوش نشسته بر تخت و خشایارشا به عنوان ولیعهد در پشت سر او ایستاده اما در زمان خشایارشا این نقش را به ساختمان خزانه بردند به جای آن نقشی از 8 سپاه که در دو گروه 4 نفره قرار دارند گذاشته اند کاخ تچر : ساختمانی برای محل کار داریوش ساخته شد یک تالار 3 ردیفی 4 ستونی و دو تالار 4 ستونی به همراه چند اتاق تو در تو و یک ایوان با 8 ستون ( دو ردیف 4 ستونی ) با پنجره های سنگی که یک کتیبه سه زبانه 18 بار روی قاپ پنجره تکرار شده و کنده کاری های چون ورود یا خروج داریوش جنگ داریوش با حیوانات که نشان مبارزه با نیکی و بدی است و 18 سرباز پارسی با نیزه وکمان و کتیبه که نوشته شده در آن که داریوش شاه بزرگ شاه شاهان شاه کشورها پسر ویشتاسپ هخامنشی این کاخ را ساخته مساخت این کاخ چیزی حدود 1100 متر مربع است . ساخت این کاخ ها در زمان داریوش انجام گرفت ساخت دیگر کاخ ها که در زمان خشایارشا انجام گرفته در آپ بعدی در باره آن ها به طور کامل خواهم نوشت شاد و پاینده باشید
ادامه لیلی نام تمام دختران زمین...
پنجشنبه 1386/08/03 10:47 بعد از ظهر
6 لیلی رفتن است خدا گفت : لیلی یک ماجرا است ماجرایی آکنده از من ماجرایی که باید بسازیش شیطان گفت: تنها یک اتفاق است بنشین تا بیفتد آنان که حرف شیطان را باور کردند نشستند و لیلی هیچ گاه اتفاق نیفتاد. مجنون اما بلند شد رفت تا لیلی را بسازد خدا گفت: لیلی درد است درد زادنی نو تولدی به دست خویشتن . شیطان گفت: آسودگی ست خیالی ست خوش خدا گفت: لیلی رفتن است عبور است و رد شدن شیطان گفت: ماندن است فرو رفتن در خود خدا گفت: لیلی جستجوست لیلی نرسیدن است و بخشیدن شیطان گفت: خواستن است گرفتن و تملک خدا گفت: لیلی سخت است دیر است و دور از دست شیطان گفت: ساده است همین جایی و دم دست و دنیا پر شد از لیلی های زود لیلی های ساده اینجایی لیلی های نزدیک لحظه ای خدا گفت: لیلی زندگی ست زیستنی از نوع دیگر لیلی جاودانگی شد و شیطان دیگر نبود مجنون زیستنی از نوع دیگر را برگزید و می دانست که لیلی تا ابد طول می کشد 7- لیلی نام دیگر آزادی دنیا که شروع شد زنجیر نداشت خدا دنیای بی زنجیر آفرید آدم بود که زنجیر را ساخت شیطان کمکش کرد دل زنجیر شد زن زنجیر شد دنیا پر از زنجیر شد و آدم ها همه دیوانه زنجیری! خدا دنیا را بی زنجیر می خواست نام دنیای بی زنجیر اما بهشت است امتحان آدم همین جا بود دستهای شیطان از زنجیر پُر بود خدا گفت: زنجیرهایتان را پاره کنید شاید نام زنجیر شما عشق است یک نفر زنجیرهایش را پاره کرد نامش را مجنون گذاشتند مجنون اما نه دیوانه بود و نه زنجیری این نام را شیطان بر او گذاشت شیطان ادم را در زنجیر می خواست لیلی مجنون را بی زنجیر می خواست لیلی می دانست خدا چه می خواهد لیلی کمک کرد تا مجنون زنجیرش را پاره کند لیلی زنجیر نبود لیلی نمی خواست زنجیر باشد لیلی ماند زیرا دلیلی نام دیگر آزادی است 8- لیلی پروانه خدا شمع بود اما کوچک بود نور هم داشت اما کم بود شمعی که کوچک بود و کم برای سوختن پروانه بس بود مردم گفتند: شمع عشق است و پروانه عاشق و زمین پر از شمع و پروانه شد پروانه ها سوختند و شمع ها تمام شدند خدا گفت : شمعی باید دور، شمعی که نسوزد ، شمعی که بماند . پروانه ای که به شمع نزدیک می سوزد ، عاشق نیست شب بود خدا شمع روشن کرد شمع خدا ماه بود شمع خدا دور بود شمع خدا پروانه می خواست لیلی پروانه اش شد بال پروانه های کوچک زود می سوزد زیرا شمع ها زیادی نزدیکند بال لیلی هرگز نمی سوزد لیلی پروانه شمع خداست شمع خدا ماه است اما نمی سوزاند لیلی تا ابد زیر خنکای شمع خدا می رقصد
ادامه لیلی نام تمام
سه شنبه 1386/08/01 7:41 بعد از ظهر
درود دوستان عزیز شماره 3 از کتاب لیلی نام تمام دختران زمین نویسنده این کتاب : عرفان نظر آهاری 3- لیلی زیر درخت انار لیلی زیر درخت انار نشست درخت انار عاشق شد گل داد سرخ سرخ گلها انار شد داغ داغ هر اناری هزارتا دانه داشت دانه ها عاشق بودند دانه ها توی انار جا نمی شدند انار کوچک بود دانه ها ترکیدند انار ترک بر داشت خون انار روی دست لیلی چکید لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید مجنون به لیلی اش رسید خدا گفت: راز رسیدن فقط همین بود کافی است انار دلت ترک بخورد 4- لیلی نام تمام دختران زمین است خدا مشتی خاک را برگرفت میخواست لیلی را بسازد از خود در او دمید و لیلی پیش از آنکه با خبر شود عاشق شد سالیانی ست که لیلی عشق می ورزد لیلی باید عاشق باشد زیرا خدا در او دمیده است و هر که خدا در او بدمد عاشق می شود لیلی نام تمام دختران زمین است نام دیگر انسان خدا گفت: به دنیایتان می آورم تا عاشق شوید آزمونتان تنها همین است عشق و هر که عاشق تر آمد نزدیکتر است پس نزدیکتر آیید ، نزدیکتر عشق کمند من است کمندی که شما را پیش من می اورد کمندم را بگیرید و لیلی کمند خدا را گرفت خدا گفت: عشق ، فرصت گفتگو است گفتگو با من با من گفتگو کنید و لیلی تمام کلمه هایش را به خدا داد لیلی هم صحبت خدا شد خدا گفت: عشق همان نام من است که مشتی خاک را بدل به نور می کند و لیلی مشتی نور شد در دستان خداوند 5- شیطان از انتشار لیلی می ترسید خدا به شیطان گفت: لیلی را سجده کن شیطان غرور داشت سجده نکرد گفت: من از آتشم و لیلی گِل است خدا گفت: سجده کن، زیرا که من چنین می خواهم شیطان سجده نکرد سرکشی کرد و رانده شد و کینه لیلی را به دل گرفت شیطان قسم خورد که لیلی را بی آبرو کند و تا واپسین روز حیات فرصت خواست خدا مهلتش داد اما گفت: نمی توانی لیلی دُردانه من است قلبش چراغ من است و دستش در دست من گمراهی اش را نمی توانی حتی تا واپسین روز حیات شیطان می داند لیلی همان است که از فرشته بالاتر می رود و می کوشد بال لیلی را زخمی کند عمریست شیطان گرداگرد لیلی می گردد دستهایش پر از حقارت و وسوسه است او بدنامی لیلی را می خواهد بهانه بودنش تنها همین است می خواهد قصه لیلی را به بی راهه کشد نام لیلی رنج شیطان است شیطان از انتشار لیلی می ترسد لیلی عشق است و شیطان از عشق واهمه دارد من این تصمیم را دارم که این کتاب را تا آخر برای شما بنویسم چیه خسته شدید یا دوست دارید تا آخرش باشید سعی می کنیم زود تمام بشه سفری در پیش دارم به شیراز و محمد عزیز سفری در پیش داره برای مسابقه دعا کنید هر دو با موفقیت و سلامت برگردیم تا برای شما بنویسم این لیلی نام تمام ... |
|