تبليغاتX
دل نوشته ها
دل نوشته دوشنبه 1386/12/27 10:17 بعد از ظهر

برای سال جدید فکرهای زیادی دارم وبلاگ که مثل قبل آپ خواهد شد البته با تحولاتی ، برای برنامه کاری خود که می خواهم به اوج برسم و از همین الان می گویم تمام تلاش خود را خواهم کرد که در سالانه نقاشی بعدی یکی از بهترین کارها کار من باشه و اینکه کارهای دیگرم را نیز به اتمام برسانم تصمیم دارم امسال خیلی بیشتر با تاریخ خود آشنا بشم تصمیم دارم خودآگاهی خودم را پرورش دهم و خیلی تصمیم های دیگر

برایم آرزو کنید من هم برای شما آرزو می کنم امسال سال خوشبختی شما باشه

تنها یک چیز دیگر شاید تا دو هفته دیگر آپ نکنم شاید هم خیلی زود

دوستان عزیز چهارشنبه سوری خوبی داشته باشید

دوستان عزیز نوروز هم پیشاپیش فرخنده باد

و البته گفته باشم تولد من هم ......

نوشته شده توسط مریم | موضوع: لحظه هاي باران زده | لینک ثابت |
نوروز دوشنبه 1386/12/20 8:39 بعد از ظهر

آیا می دانید نوروز از چه زمانی شروع شده؟

از 8 قرن پیش از میلاد مسیح و قبل از زرتشت نیز وجود داشته

نوروز کهنسال ترین آیین ملی ما است

نوروز مظهر هویت ایرانی است

نوروز فرصت خوبی برای زدودن افکار بد از روح و پایان دادن به دشمنی ها بوده

نوروز به معنی روز نو

ایام نوروز روزهای روح ابدی، شادی ها و پاکی ها بشمار می آمدند

نوروز و برگزاری جشن نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند

جهان انجمن شد بر تخت اوی  از آن بر شده فره بخت اوی

به جمشید بر گوهر افشاندند  مر آن روز را روز نو خواندند

سر سال نو هرمز فروردین بر آسوده از رنج تن، دل ز کین

به نوروز نو شاه گیتی فروز  بر آن تخت بنشست فیروز روز

بزرگان به شادی بیاراستند می و رود و رامشگران خواستند

مراسم نوروزی امروز دست کم از پنجه و چهارشنبه آخر سال آغاز و در سیزده بدر پایان می پذیرد

در روز اول مردم زود از خواب بر می خواستند به کنار نهرها و قنات ها می رفتند و خود را می شستند و به یکدیگر آب می پاشیدند و شیرینی تعارف می کردند صبح بدون انکه کلامی گویند شکر یا عسل می خوردند و برای حفظ بدن از ناخوشی ها و بدبختی ها روغن به تن می مالیدند.

روز ششم فروردین زاد روز زرتشت می نامند

روز هفت فروردین برای ایرانیان خوش یمن بوده و بسیاری از ازدواج ها به این روز موکول می شد

اولین هدیه های نوروزی چیست و از چه زمانی رسم شده؟

هدیه دادن در زمان جمشید گویند روزی جمشید نی ای دید که از آن کمی به بیرون تراوش کرده چون دید شیرین است امر کرد نی را بیرون بیاورند و از آن شکر ساختن و مردم به یکدیگر شکر هدیه دادند

دادن سکه به عنوان عیدی از زمان هرمز دوم شاه ساسانی

خوراک نوروزی ؟

افزون بر خوردنی های سفره هفت سین

سبزی پلو ماهی در شب نوروز و رشته پلو در روز نوروز

میر نوروز چه کسی بود؟

از جمله آیین های نوروز این بود که برای شوخی و سرگرمی حاکم یا امیری انتخاب می کردند که رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردم فرار می کرد او جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور می پوشید و در نخشتین روز بهار مردم را سرگرم می کرد و چیزی می گفت و دوران حکومتش پنج روز بود .

امروزه در روزهای نخست فروردین اگر کسانی را با لباس قرمز رنگ و صورت سیاه شده در کوچه و گذر می بینیم که با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می کنند بازماندۀ همان انتخاب میر نوروزی حاکم پنج روزه هستند که در کوچه و گذرها می خوانند : حاجی فیروزه، عید نوروزه، سال چند روزه

سفره خوان نوروزی جمعه 1386/12/17 5:26 بعد از ظهر

درود دوستان عزیز

 

سفره چیدن فقط مال نوروز نیست در مراسم و سنت های باستانی برای هر جشن خوانی گسترده می شده که در آن اسباب نیایش و خوراکی قرار می دادند

برای نوروز محتوای خوان هفت ظرف برای اهورا مزدا و شش امشاسپند گذاشته می شود که شامل خوراکی های مختلف که هر کدام نماد نوعی زایش و شادی به حساب می آمد ظرف این خوان اون چینی نام داشتند بعداً به صینی و سینی تبدیل شد به خاطر همین به این خوان هفت چین یا هفت سین می گفتند البته خیلی ها می گویند اول هفت شین بوده

 

کلمه هفت از کجا آمده؟

کلمه هفت نزد ایرانیان مقدس بسیار مقدس هست زیرا نیاکان ما باور داشتند اهورا مزدا برای کارهای جهانی شش وزیر داشته که آنان را امشاسپندان یا مقدسان جاودانگی (بی مردگان) می نامید . ماه های بهمن، اردیبهشت،شهریور،سپندارمزد،اسفند،خرداد،مرداد از این شش مقدسان جاودانه اهورا مزدا گرفته شده است در راس این شش مقدسان جاونه خود اهورا مزدا قرار دارد که به سپندمینو معروف است

سپند مینو به معنای سرچشمه نیکی ها و راستی و پاکی

بهمن به معنای نماینده منش نیک و خرد و دانایی

اردیبهشت به معنای راستی و درستی

شهریور به معنای نگهبان فلزها و یاور بینوایان

سپندارمزد به معنای فروتنی

خرداد به معنای رسائی و برازندگی نام پنجمین تن از میهن فرشتگان در جهان مینوی و نماینده کمال و رسائی اهورا و در جهان خاکی نگهبان آب

مرداد به معنای جاودانگی و بی مرگی نام ششمین تن از میهن فرشتگان در جهان مینوی و نماینده دوام و جاودانگی مزدا در جهان زیرین و پاسداری از گیاه کار اوست

 

در هفت سین چه چیزهای باید باشد

سمنو ، سکه، سنبل، سبزه،سیب،سنجد،سماق، استفاده می شود در سفره هفت سین از ماهی برای زیبای و زندگی ، آیینه و شمع برای به فال نیک گرفتن و گل و گلاب برای بوی خوش استفاده می شود البته گل و گلاب جای اتش را گرفته در ایران باستان بدون آتش همه چیز باطل بود

سمنو به معنای مردآفرین بوده و یک نوع غذا یا حلیم بوده و همچنین نماد قدرت و مبارزه با ضعف

سماق نماد دعوت به صبر و بردباری و نشان مقاومت در راه رسیدن به هدف

سنجد نماد خردگرایی و دعوت به عقل

سیب نماد صحت و سلامت جسم همراه با سلامت روح

سبزه نماد خرمی و شادابی و خوش اخلاقی و همچنین نیکویی را به همراه دارد

همچنین سیر و سرکه هم در خوان می توان گذاشت سیر نماد عدم نیاز و عدم تجاوز به حقوق دیگران هست و سرکه نماد پذیرش بالا و پایین زندگی است

 

شاد و پایدار باشید

تا مطلب دیگر تا زود منتظرم

 

اسفند و جشن زیبای چهار شنبه سوری دوشنبه 1386/12/13 8:15 بعد از ظهر

اسفند بیشتر از ماه های دیگر به 7 بخش پذیر است هفته های اسفند را به اسم عناصر چهار گانه نام گذاری می کردند و هفته آخر به دلیل اینکه هوا رو به گرمی می رفت به نام آتش بود در آن زمان خرمن آتش را به سه قسمت تقسیم می کردند که به نام های آسمان، آذر ، آبان که نام سه فرشته بزرگ خدا ، پس از آتش به هفت قسمت تقسیم می شد و به نام هفت امشاسپند . مردمان از بیابان بته و خار می آوردند و سر هر گذری ، روی بام و یا در حیاط خانه ها آتش برپا می کردند. کنار آتش جمع می شدند و می گفتند :

سرخی تو از من ، زردی من از تو

آنان از روی آتش می پریدند و این باور را داشتند که سرخی و شادابی آتش به آنها و زردی و بیماری آنها به آتش منتقل می شود وقتی آتش تمام می شد خاکسترهای آن را با خود از خانه می بردند.

سوری به معنی سرخ و سرخ رنگ است مانند گل و شراب

همچنین سور به معنی عیش و سرور هم می باشد

منظور سرخی کردار نیک است و منظور از زردی کردار زشت

 

مراسم کوزه انداختن

در همان غروب چهارشنبه سوری در یک کوزه قدیمی ، یک سکه کم ارزش همرا با کمی زغال که نشانه سیاه بختی و همراه با کمی نمک که نشان از شوری چشم بود می گذاشتند و این کوزه دست به دست گردانده می شود تا می رسید به نفر آخر ، آن نفر سر بام می رفت و آن کوزه را پایین می انداخت کوزه می شکست اهل خانه پرسشی می کردند

می گفتند چه شکست ؟ آن فرد می گفت : بلا بود

اهل خانه باز می پرسیدند ؟ که ای فرد در درون کوزه چه بود ؟ آن می گفت : غم و غصه خلاصه اینکه بلا سر به نیست می شد.

 

مراسم قاشق زنی

در همان شب چهارشنبه سوری بسیاری از مردمان خود را در لباسی پنهان کرده به در خانه ها می رفتند قاشق به ظرفی زده و اهل آن خانه برای رفع بلا یا برآورده شدن آرزوهایشان چیزی مثل آجیل و میوه و یا شیرینی در ظرف می گذاشتند البته می توان گفت این مراسم فرستی بود تا فرد دختر مورد علاقه خود را در پس آن درها ببیند و انتخاب کند.

 

تا چند روز دیگر با مطلب دیگر شاد و پایدار باشید

خانه تکانی شنبه 1386/12/11 10:58 بعد از ظهر

آیا شما از رمز و راز سنت های نوروز با خبر هستید؟

تصمیم گرفتم اولین مطلبی که برای شما می نویسم درباره خانه تکانی باشه و اینکه چرا ما برای نوروز خانه تکانی می کنیم

نوروز زمان نزول فروهر ها هست

فروهر چیست ؟ گونه ای از روان که پیش از آفرینش آدمیان در آن جهان بوده و پس از مرگ به همان جا برمی گردند و از کیفر روان به دور است فروهر ها سالی یک بار در ماه فروردین که ماه فروهرها است به خانه پیش از مرگشان برمی گردند اگر خانه را پاکیزه ببینند شاد می شوند و بر برکتش دعا می کنند و اگر خانه را غمگین ببینند دعا نکرده برمی گردند

راستی دوستان خوبم اگه می خواهی امسال هدیه بدهی من می گم چی بهتر از کتاب فرهنگی

چند روز دیگه هر آنچه درباره چهارشنبه سوری باید بدانید

چهارشنبه 1386/12/08 11:0 قبل از ظهر
درود دوستان عزیز این وبلاگ از تاریخ ۱۱ اسفند تا ۲۰ فروردین ( هر چه که باید درباره نوروز بدانید)

شاد و پایدار باشید

نوشته شده توسط مریم | موضوع: ايستگاه تلنگر | لینک ثابت |
از سر دلتنگی یکشنبه 1386/12/05 11:50 بعد از ظهر

در ازدحام بی وقفه سکوت و تنهایم و دلتنگی های مزمنم ، می نویسم

فقط می نویسم

امروز دلم یکم از یکم بیشتر گرفته ...

داشتم تند تند صفحات مجله موفقیت ورق می زدم دلم می خواست یه چیزی میان اون همه کلمه پیدا کنم که فقط از دلتنگی من باشه تا اینکه .....

دلم برای جنگ های لوله خودکاری

دلم برای شیطنت های کودکی

و ایستادن های مکرر پشت در دفتر

دلم برای معلم هایی که عاشقانه آزردنم

و عشق هایی که بی بهانه آزردم شان

و از همه بیشتر

دلم برای خدا تنگ شده

انگار همه حرف دلم بود باورم نمیشه انقدر بزرگ شدم ، آلبوم کودکی ام رو از زیر تخت آوردم بیرون چقدر این نوزاد کوچولو دوست داشتنی و خوردنی ، مامانم با چه عشقی این عکس ها رو می گرفت آیا می دونست خیلی زود دخترش بزرگ می شه ، خانم می شه ، یاد اون روزا ، یادمه موهامو با عشق شانه می کرد موهامو می بافت و من چقدر زیر دستش گریه می کردم و می گفتم خیلی درد داره و اون می خندید من چقدر خوشگل می شدم وقتی اون دامن چین دار رنگی رو می پوشیدم

کاش الان همون روزا بود کاش می شد برگشت عقب

البوم بعدی منو دوستام چقدر باهام بودیم بزرگتر که شدیم چقدر دور شدیم

یاد کافه سحر منو دوستام هر 5 شنبه چند سالم بود 14 تا 16 سالگی هر هفته الان دیگه حتی اون کافه سحر هم نیست

یادمه  همیشه دلمون می خواست تند تند بزرگ بشیم با شادی زیاد وقتی روز تولدمون می رسید یه تولد سه نفر می گرفتیم و بهم می گفتیم دوست دوستیم الان چند سالی می شه که دیگه بهم نمی گیم دوستَ دوستیم

به 21 سالگی خیلی نزدیک شدم ، خیلی نزدیک

شاید دلم بخواد آبنبات چوبی بخورم یا با یه توپ بادی بازی کنم

اما بزرگ شدم خیلی وقته که چای تلخ می خورم اونم لیوان از نوع بزرگ

فرصت ندارم با دوستام باشم اما خیلی خوبه یه دوست داشته باشم

این روزا خیلی نگران آینده هستم باید فردا را محکم بسازم نمی خوام سقف آینده چکه کنه

امروز یه سوال تو ذهنم آمد آیا من دختر خوبی هستم؟

نوشته شده توسط مریم | موضوع: لحظه هاي باران زده | لینک ثابت |
دل نوشته چهارشنبه 1386/12/01 9:30 بعد از ظهر

چه گریزیست ز من؟

چه شتابیست به راه؟

به چه خواهی بردن

در شبی این همه تاریک پناه؟

مرمرین پله آن غرفۀ عاج!

ای دریغا که ز ما بس دور است

لحظه ها را دریاب

چشم فردا کور است

گر بهم آویزیم

ما دو سر گشتۀ تنها، چون موج

به پناهی که تو می جوئی، خواهیم رسید

اندر آن لحظۀ جادوئی موج!

نوشته شده توسط مریم | موضوع: ايستگاه اشعار | لینک ثابت |
report phishingreport abuse





Powered by WebGozar