|
برگرفته از کتاب ادیان بزرگ جهان
چهارشنبه 1387/06/27 0:12 قبل از ظهر
اجزايي كه لازم بود تا تولد پيامبر ايراني را به حصول رساند از سه جزء بود كه هر سه منشا آسماني داشتند و به ترتيب عبارت بودند از : فرهْ يزداني ، روان و تن فرهْ ايزدي عبارت بود از چيزي روحاني چون پاره يي نور يا نيرو كه گاه نيز به صورت كبوتر و شاهين در مي آمد و از طرف خداوند در جسم مردان برگزيده وارد مي شد و موجب موفقيت و پيشرفت شان را فراهم مي آورد تولد دغدوا در سپهر ششمين كه مركز روشنايي بيكرانه بود فره نخستين وجود داشت فره را از آنجا برگرفت و به خورشيد منتقل ساخت و به ترتيب از خورشيد به ماه و از ماه به ستارگان منتقل شد تا پرورده گشت .آنگاه آن فره ايزدي ز ستارگان به آتشگاه خاندان فراهيم منتقل گشت با ورود اين عنصر اسماني آتشگاه فراهيم بدون افزودن مواد سوختن هم چنان بي وسيله مي سوخت در آن هنگام همسر فرآهيم آبستن بود فره ايزدي به او منتقل شد و چون وضع حمل كرد فرزند او دغدوا نام گرفت . وقتي فرآهيم دخترش را به اتهام پيوند با جادوگران از خانه و قبيله بيرون كرد دغدوا پس از مدتي سرگرداني به قبيله سپيتمان پناهنده شد و پسر آن قبيله به او علاقه مند و ازدواج كردند و بدين طريق فره ايزدي به خانواده سپيتمان منتقل شد. جزهْ دوم روان زرتشت بود چون هنگام زادن زرتشت فرا رسيد بهمن و اردي بهشت كه دو تن از ايزدان والا مقام بودند ساقه يي از گيه مقدس هوم را تهيه كرده و روان زرتشت را در آن قرار دادند . پس اين دو ايزد بزرگ ، آن ساقه را از جايگاه آسماني اش به زمين آورده و روي درختي كه دو مرغ در آنجا آشيانه داشتند قرار دادند روزي ماري به آشيانه مرغان راه يافت و آن دو پرنده را بلعيد ، اما ساقه گياه مقدس هوم به مار حمله كرده و پس از كشتن مار دو مرغ را رهايي بخشيد . زماني كه تازه پورشسب با دغدوا ازدواج كرده بود شباني را پيشه داشت روزي كه به دنبال گله در صحرا راه مي پيمود بهمن و اردي بهشت وي را به سوي آن درخت هدايت كردند پورشسب ساقه گياه هوم را بر داشته و در بازگشت به خانه آنرا به همسرش سپرد تا نگهداري كند و بدين ترتيب روان زرتشت از آسمان به زمين آمد . اينك گاه سوم كه تن او بود فراهم آوردن پيكر به عهده دو ايزد ديگر به نام هاي امرداد و خرداد محول بود تن وي از آب و گياه درشت شد . خرداد ايزد آب و امرداد ايزد گياهان در آسمان كار خود را انجام دادند و آنگاه به ابرها دستور دادند تا مايه اصلي تن را در خود جاي داده و با بارش باران آنرا به زمين منتقل كنند ابرها چنان كردند و مايه تن زرتشت بدين ترتيب در دل گياه جاي گرفت گياهان روي زمين روييدند و چون چنين شد پورشسپ با راهنمايي خرداد و مرداد شش گاو خود را براي چرا به صحرا برد گاوان از گياهان كه حامل مايه تن زرتشت بود خوردند و پستانهايشان پر از شير شد دغدوا شير گاوان را دوشيد و پورشسپ شاخه مقدس هوم را كه خشك شده بود ساييده و داخل شير كرد و هر دو از آن خوردند . قرار گرفتن سه جزء در كنار هم و تولد زرتشت زرتشت وقتي به دنيا آمد چنان خنديد كه حاضران صدايش را شنيدند پشت سرش برجسته بود و چون دست بر آنجا مي نهادند مي تپيد و همگان بزرگي و فر و شكوهش را ستودند و گفتند كه آينده درخشان و پيشاني بلند دارد دشمنان براي نابودي زرتشت در كودكي درست به كارهاي زيادي زدند از جمله: رفتند و آتشي بسيار برافروختند وقتي مادرش فرا رسيد فكر كرد كودك سوخته است اما وي را ميان آتش به بازي سرگرم ديدند و آن اتش بر او بي گزند ماند. كودك را در گذرگاه خيلي عظيمي از احشام قرار دادند تا جان بسپارد اما نخستين گاوي كه به زرتشت رسيد ايستاد و بري كودك جان پناهي ساخت تصميم گرفتند كه كودك را نزد گرگان درنده رها سازند اما چون گرگان به نزديك كودك رسيدند به زرتشت آسيبي نرسانيدند و چون كودك گرسنه بود دو بز پديد شدند و در لانه گرگ ها به او شير دادند. زرتشت از 7 سالگي تا 15 سالگي نزد خردمند و مقدس بزرگ زمان به نام برزين به فرا گرفتن اصول مذهبي و روش كشاورزي و شفاي بيماران پرداخت. در جرگه مردان پذيره شدندش و كمر آويزي را كه نشان اين مقام بود به كمرش بستند. زرتشت با دختر فرشوشتر با نام هووي ازدواج كرد. در جنگي كه ميان گشتاسپ و تورانيان در گرفت بر سر ندادن خراج به تورانيان زرتشت در آتشكده نوش آذر براي پيروزي گشتاسپ دعا مي كرد كه يكي از تورانيان به نام برات رش از پشت به وي حمله كرده و پيامبر را كشت در سن هفتاد و هفت سالگي
نزديك بيا يسنا
شنبه 1387/06/16 10:20 بعد از ظهر
دل من مثل اناري در پاييز ترك بر مي دارد
مي داني گريه ام مثل باران بي بهانه چقدر خوب است يسنا اين دل باران زده قبلا اين گونه نبود يسنا اين ترس پنهان اين ها همه داراي من است يسنا كه مي داند چگونه اين راه را بايد هموار كرد
پریا ـــــ احمد شاملو
سه شنبه 1387/06/05 0:37 قبل از ظهر
پریا یکی بود یکی نبود
مناسبت های ماه شهریور
شنبه 1387/06/02 8:28 بعد از ظهر
نام هاي ويژه اين ماه در اوستا خشَترَ- وَئيريَه در پهلوي شَتريوَر در هخامنشي كارباشيا در نوروزي شهرياري زمان ملك شاه سلجوقي اين ماه جهان آراي نام داشت در پارسي شهريور به معناي شهرياري نيرومند شهريورماه : زماني كه بهره و سهم پادشاهان از محصول در آن تاْديه مي شود و اداي خراج براي بزرگان به صرفه ، آفتاب در اين ماه در برج سنبله و آخر تابستان است مناسبت هاي ماه شهريور 4 شهريور جشن شهريورگان شهريور ميان امشاسپندان يا ملايك و ايزدان شش گانه دين زرتشتي از لحاظ مرتبه مقام دوم را دارد در اوستا خَشترَوَئيريَه جزء اول به معني كشور و پادشاهي و جزء دوم به معني آرزو شده ، به معني كشور آرزو شده در مفهوم معنوي اشاره به قدرت و شهرياري اهورامزدا است و در مفهوم مادي و زميني نگهبان و سپرست فلزات در جهان و جنگ ابزارها و سلاح ها زرتشتيان اين جشن را مانند جشن هاي ديگر با نيايش و سپاس اهورا مزدا شروع و با جشن و سرور به پايان مي رسانند 5 شهريور مراسم رقعهْ كژدم مراسمي همراه با نيرنگ و افسون براي دور كردن جانوران زيانكار و گزنده برگزار مي شود 8شهريور در روز دي بآذر جشن خزان اين جشن به انگيزه پايان تابستان و آغاز تغيير هوا به سرما برپا مي شود سومين جشن شش گانه سال به نام پيتيه شَهِيم گاه از اَشتاد روز يعني 26 تا اَنيران يا اَنارام روز 30 شهريور در اين گاه زمين آفريده شده است و جشن كشاورزي كه خرمن دانه ها در كشتزار ها فراهم مي گردد و زمان چيدن و به دست آمدن بسياري از ميوه و حبوبات است شهريور گان روز شهريور امشاسپند مينوي و فرمانروايي بر تن و جان و روان و پيشرفت داد و دادگستري و گراميداشت دارايي و سربلندي ايرانيان |
|