تبليغاتX
دل نوشته ها
نوروز و سوابق تاریخی تا به امروز جمعه 1387/12/30 1:52 بعد از ظهر

نوروز

بزرگ ترین جشن ایرانیان از روزگاران کهن تا به امروز است و هم چنین نمایان ترین جشن های بهاری جهان به شمار می رود ، جشن آغاز بهار

نوروز تقارن دارد

 با جشن های چون:پنجه کوچک،پنجه بزرگ،گاهنبار ششم،زاد روز زرتشت،ایام فروردگان،جشن سوری

نسبت نوروز

اینکه جمشید پس از برقرار ساختن نظام زندگی و عدل و داد ،سر سال نو، روز هرمزد از فروردین به تخت نشست و مردم شادی کردند و آن روز را روز نو خواندند.

روز ششم فروردین زاد روز خجسته زرتشت است که نوروز بزرگ می نامند

از جمله مراسم بسیار مشهور و سنت که در نوروز انجام می شود

رسم آبریزگان یا شست و شو و آب پاشی بوده است

از جمله مراسم نوروزی در آغاز بهار

مراسم میر نوروزی و مراسم کوسه برنشین

مراسم کوسه برنشین

مردی کوسه را بر خری نشانده و به دستی باد زن و دست دیگرش کلاغی می دادند مرتب در کوچه و بازار خود را باد می زد و اشعاری کنایت آمیز می خواند و مردم به او سکه و دینار می دادند این مراسم تا پسین روز اول بهار ادامه می یافت و از آن پس هرگاه کسی او را می دید به او به سختی کتک می زد

مراسم میر نوروزی

فردی عام از توده بود که او را تحت شرایطی برگزیده و برای یا چند روز زمام امور شهر را به عهده اش می سپردند و تفریح می کردند.

یکی از آیین های نوروزی

سبزه کردن دانه ها و حبوبی است که به ویژه زنان در ظروف گوناگون به عمل آورده و روز سیزدهم نوروز و جشن بهاری،دسته جمعی به بیرون شهر رفته و آن را به آب روان می افکنند.

نوروز دلیل

پیدایش و آفرینش جهان است

دفتر آمرزش روان (گرَهَن)

در هنگام جشن نوروز باید فروهرهای درگذشتگان را به یاد آورد از این رو در ایران کهن رسم بود که در هر خاندانی دفتری باشد که نام درگذشتگان در آن بنویسند و از روی آن نام درگذشتگان را یاد  و به آن ها درود بفرستند این دفتر را گَرهَن است به معنی نگهدارنده و حفظ کننده

سبزه

بیست و پنج روز پیش از نوروز،دوازده ستون از خشت خام اطراف حیاط دربار بر پا می کردند و بر فراز هر ستونی نوعی دانه حبوبات می کاشتند روز ششم خرداد روز یا نوروز بزرگ با سرود خوانی و نواختن سازها محصولی را که فراهم آمده بود بر می داشتند آنگاه این ستون ها هم چنان تا روز مهر از فروردین یعنی روز شانزدهم برپا بوده که در چنان روزی ستون ها خراب و برداشته می شد به رشد دانه ها نگریسته هر یک که بهتر و برآمده تر بود تفال می زدند که آن محصول در سال بیشتر خواهد شد.

این سبزه ها،گاه به گونه هفت نیز که از اعداد مقدس است سبز می شد ،به عنوان هفت آمشاسپند و دوازده که شماره مقدس برج ها است

اقلام دانه

گندم،جو، برنج،لوبیا،عدس،ارزن،نخود،کنجد،باقلا،کاجیله،ذرت،ماش.

در سفره هفت سین معمولا 3 ظرف سبزه به عنوان کنایه از 3 اصل دینی:هومَتَ(اندیشه نیک) هوختَ (گفتار نیک)هوَرشتَ (کردار نیک)قرار می دهند که اغلب گندم، جو، ارزن است

شش امشاسپند

وهومن یا بهمن 2 اردیبهشت 3 شهریور 4 سپندارمذ 5 هَئوروَتات یا خرداد 6 اَمِرِتات یا اَمُرداد

در سفره هم چنین

کلوچه یا نان کوچک اشارت به (درون)گِرده نان کوچک و مقدسی به اندازه یک کف دست که از ارد گندم یا آرد دانه های دیگر پخته شده و اهمیت بسیار دارد.

هفت شاخه از گیاهان یا درختان

همان (بَرسم) که موبدان هنگام عبادت در دست می گیرند از جمله بید،زیتون،به،انار.

آب در سفره هفت سین نشانه باروری و برکت است

قدیمی ترین سفره نوروزی

هفت حبوب ، هفت گرده نان از هفت حبوب پخته شده، هفت شاخه گیاه، هفت درهم سپید، هفت جام سپید، یک سکه ضرب همان سال، یک بسته اسپند و واژه هایی حاکی از افزایش خیر و برکت در جاهای گوناگون سفره.

نهادن اتشدان در سفره و خوان نوروزی نیز اهمیت ویژه دارد و در اطراف آن نهادن چوب های خوب سوز و عود و اسپند و سایر بخورها

و کتاب مقدس

آینه، سمنو، سنجد، ماهی، سیب، انار، نارنج نشان گوی زمین، ظرفی اب که دانه های مقدس درون آن ریخته شود ، گل ویژه

حاجی فیروز

در کوی و برزن به راه می افتد 1یا 2 نفر خودشان صورت ، گردن و دست هایشان را سیاه کرده لباس سرخ و شلیته می پوشند و کلاه مخروطی شکل مقوا بر سر می نهند و با دایره ای که به دست دارند ضرب گرفته می خوانند: حاجی فیروزه، سالی یه روزه، و انعام دریافت می کنند.

قسمتی از مطالب برگرفته از کتاب گاه شماری جشن های ایران به قلم هاشم رضی می باشد

نوروز خجسته باد هر روزتان نوروز و نوروزتان پیروز

شاد زیوید

بوی باران/ بوی سبزه/ بوی خاک/

شاخه های شسته/ باران خورده/ پاک/

آسمان آبی و ابر سپید/

برگهای سبز بید/

عطر نرگس/ رقص باد/

نغمه شوق پرستوهای شاد/

خلوت گرم کبوترهای مست/

نرم نرمک می رسد اینک بهار/

خوش بحال روزگار!

_______________جشن آتش سرخ___________ سه شنبه 1387/12/27 3:29 بعد از ظهر


جشن چهارشنبه سوری ---------- جشن آتش -------- جشن سوری --------

آنچه که مشخص است جشن سوری چهارشنبه نبوده چون در تقویم و روزشماری ایرانیان شنبه و چهارشنبه و آدینه یا جمعه وجود نداشته

آتش در نظر ایرانیان مظهر روشنی،پاکی،طراوت،سازندگی،زندگی،سلامت و تندرستی هست

اعتقاد ایرانیان این هست که هرگاه آتش افروخته می شود،بیماری،فقر،بدبختی،ناکامی،و همه بدی ها و زشتی ها محو و ناپدید می شود

معنی سور ------ سرخ است ---- جشن را از آن جهت سوری گفته اند که عنصر اصلی مراسم آن افروختن آتش سرخ هست

مراسم جشن سوری

آجیل مشکل گشا(لُرک) از هفت نوع میوه خشک: پسته،کشمش،گردو،برگ هلو،انجیر و خرما

فال گوش، فال کوزه و پختن آش ویژه

مراسم کجاوه اندازی

در آذربایجان جعبه های کوچکی با کاغذهای رنگین به شکل کجاوه می سازند و ریسمانی به آن می بندند و جوانان بر بام خانه ها می روند و کجاوه را از کنار پنجره یا سوراخ بام می آویزند صاحب خانه شیرینی و خشکباری در کجاوه می ریزند و صاحب کجاوه آن را می کشد.

مراسم شال اندازی

جوانان به ویژه پسرهای جوانی که نامزد دارند از روی بام خانه دختر شال های خود را فرو می اندازند و صاحب خانه شیرینی و گاه پیراهن و غیره در آن می پیچند و گره می زند و کسانی که شال می اندازند باید نامرئی باشند و شناخته نشوند.

مراسم قاشق زنی

قاشق زنان پارچه ای بزرگ و در چادر زنانه خود را پنهان می کنند و نباید شناخته شوند و سخن نگویند صاحب خانه در بادیه آنها آجیل و نقل و نبات و چیزهای دیگر می زیزند.

مراسم مردم ایل خیکانلو در آذربایجان غربی

در این شب دوشیزگان و بانوان و جوانان به رقص چوبی مشغول و در هر 10 نفر یک نفر به شکل عجیبی آراسته مثل حاج فیروز در این شب بهترین غذا را طبخ و آتش بازی می کنند تا نیمه شب.

مراسم سوری در سروستان 99 کیلومتری شرق شیراز

چهارشنبه آخر سال به ترتیب توی کوچه ها ،میدان ها و اغلب خانه ها ، خرمن های خار و گون آماده را با شعله آتش می افروزند و با سرور و شادی از روی آن می پرند و این شعر را می خوانند.

ها جنگ شیر، ها جنگ شیر، بالا بی شین، خود شیر اومد رسید یا:سرخی تو از من زردی من از تو

و قطعه های درشت زغال را بچه ها با نفت آغشته آتش می زنند چون گوی بهم پرت می کنند دشمن خود را کنار می کشد زغال که به زمین افتاد خاموش و از هم می پاشد.

مراسم جشن سوری در خراسان

آتش می افزایند روی آن پریده و می گویند زردی ما از تو ، سرخی تو از ما ، آلا به در ، بلا به در ، دزد و حیز از دِها به در.

آتش را خاموش نمی کنند (خاموش کردن و دمیدن به آتش از گناهان بزرگ است) آتش تا آخر سوخت خاکستر آن را یکی از اعضای خانواده می برد بر سر چها راه می ریزد تا باد ببرد

رسم دیگر اینکه دختری نابالغ جمع کرده به سر چهار راه برده و بریزد وقتی برگشت اهل خانه می پرسند کیست جواب می دهد منم ، می پرسند : از کجا آمدی؟ می گوید از عروسی ، می پرسند : چه آوردی؟ پاسخ می دهد: تندرستی.

مراسم کوزه شکنی :

برای دفع قضا و بلا مقداری ذغال (نشانه سیاه بختی) و اندکی نمک (نشانه شور چشم ها)و یک سکه کم بها در کوزه سفالی انداخته یک بار کوزه را هر یک افراد خانواده دور سر چرخانده و نفر آخر از بالای بام آن را به میدان کوچه پرتاب می کند و می گوید :

درد و بلایِ خَنَه رَه رِختمَ به تو کوچه.

رسم آب پاشی

کوزه در دست به سوی نهر آرام بی آنکه به این طرف و ان طرف نگاه کند کوزه را از آب پر به خانه می رود و اطاق ها را از این آب می پاشد چون تمیز و زلال است شوربختی و ناکامی را می زداید اگر در راه به دوست خوبی برخوردند از این آب به او می پاشند یا تمام کوزه را بر سر و صورت او خالی می کنند اگر به طور ناگهانی برای فرد اتفاق بیفتد برای فرد خیس شده شگون دارد و از ظرف مقابل تشکر می کند.

مراسم قفل گشایی

دختران قفلی به شالی بسته به گردن می آویزند و سر چهار راهی می نشیند و کلید را به دست گرفته و از رهگذری درخواست می کنند قفل را بگشاید وقتی قفل گشوده شد دختر شادمان به خانه برمی گردد.

و رسم دیگر دختر هفت گردو و مقداری نبات از عطاری می گیرد و به دکان کوزه گری می رود کوزه گر آن را روی چرخ کوزه گری نشانده و هفت بار می چرخاند در هر دور دختر گردوی شکسته و اشعار مخصوص می خواند بعد از دور هفت مقداری پول و نبات به کوزه گر می دهد.

مراسم کُندُر و خوشبو

زنان بر در دکان عطاری می روند و از او کُندر برای کار گشا می خواهند، تا عطار برود بیاورد فرا می کنند سپس به دکان دیگر می روند و خوشبو می خواهند که مراد اسفند است و تا عطار برود بیاورد دوباره فرا می کند سپس به دکان سوم می رود مقداری کُندر و اسفند می خرند و برای دفع چشم و حل مشکلات دود می کنند.

مراسم قَلیا سودن

اندکی قلیای خشک در هاونی می سایند و هفت دختر نابالغ به آن دست می زنند و با آب می سایند و آن گاه آن دختران بر آن می شاشند و ان مخلوط را در چهار گوشه خانه می ریزند و بعضی در پاشنه در خانه برای باطل کردن سحر و جادو.

مراسم فال گرفتن با بلونی

بلونی کوزه دهان گشاد کوچکی است زنان و دختران گرد هم جمع می شوند کوزه را می آورند هر کس هر چه همراه خود دارد در آن می اندازد و اشعار مختلف در وصف الحال که بتوان در آن تفال کرد در قطعه های کاغذی می نویسند و تا کرده در بلونی می اندازند سپس دختر نابالغی دست در بلونی می کند و پاره ای کاغذ بیرون می آورد شعر را می خواند سپس همان دختر یکی از اشیا را بیرون می آورد و شعر خوانده شده فالی است در حق صاحب اشیاء

در اصفهان سرمه دان و آیینه نیز در آن می اندازند و با دیوان حافظ تفال می کنند .




و اینکه تولدم مبارک  


 

 

29 اسفند (سپندارمزگان ایرانیان) پنجشنبه 1387/12/01 11:20 بعد از ظهر


ایرانی سنت ایرانی را جشن بگیر

اینک زمین را می ستاییم

زمینی که ما را در برگرفته است

ای اهورا مزدا

زنان را می ستایم

زنانی را که از آن تو به شمار آیند

و از بهترین اشه برخوردارند می ستاییم


 

report phishingreport abuse





Powered by WebGozar