|
تقدیم به همه دوستان
سه شنبه 1388/04/30 1:5 قبل از ظهر
درود دوستان عزیز امروز می خواستم برای یکی از دوستان وبلاگ نویسم درباره عشق یه چیزهای بنویسم دوستی که واقعا یک دوسته اما این روزا دلش گرفته اما این شعر رو یک دوست بهم ایمیل کرد خواستم در وبلاگم برای شما نیز بنویسم و به دوست دل گرفته ام می گویم این نیز تقدیم تو باد تا روز دیگر
جاوید ایران درود من به ایرانم به آن مهد دلیرانم همه مردان دربندم و آن یاران دلبندم
شنو سوگند و پیمانم به عزم قهرمانانم کنیم آزاد ایرانم شود آباد ویرانم
بدست گیرم اوستا را همی خوانم اهورا را اشو زرتشت دانا را کند بیدار بینا را
ببین میهن و شورش را بده فرمان خیزش را بگو سرباز کورش را بزن شیپور یورش را
بهم تازیم بر دشمن برآن مردان نامردش زنیم برهم آرامش بهم پیچیم بنیانش
نهان بتخانه زورش بساط هرچه تزویرش دروغین دین و ایمانش کنیم چون پیل ویرانش
ز عشق و مهر میهن مان نهیم بنیاد مس کدمان شود خورشید همرامان دهد آتش گرمامان
به نیکی پیر و برنامان کنیم جاوید کشورمان ز نور باور و ایمان کنیم روشن دنیامان
آرتمیس آریا
پونا - هندوستان
جولای 2009
ما گل های خندانیم
دوشنبه 1388/02/07 11:14 بعد از ظهر
ما گل های خندانیم ......... فرزندان ایرانیم
ایران پاک خود را ....... مانند جان می دانیم ما باید دانا باشیم ....... هوشیار و بینا بشیم از بهر حفظ ایران ........ باید توانا باشیم آباد باشی ایران ....... آزاد باشی ای ایران از ما فرزندان خود ...... دلشاد باشی ای ایران
گفتاري پيرامون نام نيكو نهادن در فرهنگ ايران ما
یکشنبه 1387/05/20 3:8 بعد از ظهر
وقتي خداوند جهان را آفريد بر هرآنچه در كائنات و زمين بود نام نهاد و از آن پس آدميان هر نامي داري معناي خاصي مي باشد يه نفر ممكنه دو اسم داشته باشه من خودم دو تا اسم داشتم اسمي كه صدا مي كردن منو و ديگري كه در شناسنامه داشتم به نظر من اينگونه خوب نيست نام زيبا و پر معنا نهادن نقش بسيار مهمي در زندگي اشخاص داره وقتي فرزند به دنيا مياد چيزي كه خيلي مهم هست انتخاب نام توجه به اين نكته كه نام ايراني نهادن در فرهنگ ما نشان هويت و تاريخ ماست و چقدر اندوهگين مي شوم وقتي مي بينم بسياري بر فرزندان خود نام هاي بي معني با فرهنگ ما بيگانه بر فرزندان خود مي نهند به راستي چرا ؟ پس توجه به اين كه نام بر پايه تاريخ و فرهنگ ما باشه بر مبناي ماه زايش باشه ننگين ، بيگانه و بي معنا نباشه از اهميت بالاي برخوردار هست نام نهاد در ايران شب ششم زايش انجام مي گرفته و ايرانيان نخستين كساني بودن كه به نام و روز تولد اهميت مي دادن نگاه كنيد به نام هاي سي روز ماه ، نگاه كنيد به نام هاي خدا در اوستا نام هاي پر معنا هر يك داراي خوصوصيات ويژه نگاه كنيد بر نام هاي بانوان ايراني در ايران ما چند ساله كه خودتون به خودتون ين اجازه رو دادين با فرهنگ خودتون با اصالت و هويت خودتون اين گونه بازي كنيد اين همه بيگانه بودن از فرهنگ خويش چرا ؟ همه چي به كنار فرزند شما بزرگ مي شه ميره تو اجتماع ميره مدرسه معلم بهش مي گه قوچعلي معني اسمت چيه ميگه نمي دونم ، معني نداره آيا اين درسته خجالت ميكشه وقتي ميره دانشگاه سر كلاس معلم ميگه فلاني همكلاسيش مي خنده ميگه هم اسم گربه خونه ماي فكر كن واسه خودش كسي مشه ميره يه جاي صحبت از فرهنگ و تاريخ و هويت ايراني شروع مي كنه از ايران و تاريخ گفتن بهش مي گن اسمت چيه يه مكث مي كنه مي گه فلاني پدرم گذاشته مادرم گذاشته چه ميشه كرد كوتاه فكري و ندانم كاري تا كجا خجالت بكشيد از اين خرابكاري هاي فرهنگي همه اين حرف ها رو زدم كه بگم وقتي مي گم اسم بر پايه تاريخ و فرهنگت باشه يعني چي كه فرزند شما وقتي بزرگ شد رفت تو اجتماع سر بگيره بالا افتخار كنه ايراني كه اسمش كه به زبان مياد همه بگن درود بر اون پدر نيك انديشي كه اين اسم پر معنا رو گذاشت پس اي ايراني _______نه تركي نه تازي نه فرنگي ايراني بمان و به ايراني بودن خودت افتخار كن و با انتخاب اسم هاي بي معني و ننگين و بيگانه شرف و اصالت خودتو زير پا نگذار (دوستان عزيز از اين ماه به بعد همراه با نوشته هاي ديگر تا جاي كه در توانم باشد و بتوانم نام هاي ايراني را براي شما مي نويسم)
به ایرانم ایران جاودانه ام فریدون مشیری
چهارشنبه 1386/08/23 5:21 بعد از ظهر
خدایا وحشت تنهایی ام کُشت
دلم از این همه بیگانگی سوخت
همیشه با تو
معنای زنده بودن من با تو بودن است
نزدیک، دور
سیر، گرسنه
رها، اسیر
دلتنگ، شاد
آن لحظه ای که بی تو سرآید مرا مباد
مفهوم مرگ من
در راه سرفرازی تو در کنار تو
مفهوم زندگی ست
معنای عشق نیز در سرنوشت من
با تو همیشه با تو برای تو زیستن
ايرانم
دوشنبه 1386/04/04 8:53 بعد از ظهر
درود بر خاک پاک سرزمینم ایران
درود بر کوروش بزرگ درود بر پیامبر بزرگ زرتشت و آیین مقدس او امروز در اتاقم سرگرم تابلوی جدیدم بودم و به یک موسیقی گوش می دادم که از گروه رپ بود و خواننده آن امین تصمیم گرفتم برای شما آپ کنم . گوش بده تا بگم نیتم را دارن از بین می برند هویتم را تاریخ خاک سرزمین آریایی داره فریاد می زنه تا ما بیایم حالا وقت این هست که بشنوی وطن من همان کشوری که بعد از 7000 هنوز سر پاست هنوز هم دل ایرانی ها دریاست بشنو هموطن من این رو که واسه وطنم منم سرباز بگیر به دستت پرچم ایران و بگو بگیر هستی دست دشمن رو از ایران دور اعتراض من مثل گلوله می شه شلیک بیا بخوانیم سرود ملی بیا خواهر و برادر من ای هم وطن تمدن ایرانی ها هست در خطر همه ما سربازان زیر پرچم هستیم واسه ما ایرانی ها ملاک فروهر که روی گردن ما پلاک فروهر اتحاد ما هست برای دشمن اضطراب اسم ایران واسه ما هست افتخار احترام ما به ایران یه خار تو چشم هست واسه کسانی که می خواهند ضربه بزنند بهش مثل تشنگی گندم به آب مثل نم نم باران بوی خاک مثل تو مثل چشم پاک بوی خاک وطن عشق تو در قلب منه نوشتن از وطن حس منه می خوای بگی ما آمدیم از نسل وحشی پس یه نگاهی بنداز به تخت جمشید داری اسم ایران رو بد جلوه می دی که اسم تو رو بزرگ بنویسند رو جلد CD دارم هدف تو رو در دفترم می نویسم می دونم واسه چی ساختی فیلم 300 می دونم دل تو از سنگ و سربه به جای که از هنر بسازی فرهنگ صلح تو این تیرگی روابط و هوای مه آلود می خوای ماهی بگیری از آب گِل آلود ولی به تو می گم این رو با زبان اصلی که ایران نمی شه تباه و تسلیم خدا به تو داده دو چشم بینا ببین کتاب های سعدی و ابن سینا یا به فردوسی یا به خیام و یا مولانا همیشه ما هستیم در تمدن بالا ولی ما ساکت نمی شویم که اسم ایران بازیچه یه مشت ناکس شه هدف تو را می کنم پاره با تیغ ایمان تو کی هستی که بگی از تاریخ ایران کوروش کبیر بود که صلح را آغاز کرد کوروش بود که ساخت کتیبه قانون بشر واسه این هست که دارم غرور قشنگ به ایرانم و تاریخ وطنم به خاک همین سرزمین آمیخته بدنم هر جای کره خاکی هستی ای هم وطن خودتو راضی نکن که هر بیگانه با فرهنگ تو بازی کنه تاریخ ایران من هویت منه ایران دفاع از تو هویت منه
ایران من
جمعه 1386/02/28 9:17 بعد از ظهر
كهن دیاران نادر نادر پور کهن دیاران دیار یاران دل از تو کندم ولی ندانم که گر گریزم کجا گریزم و گر بمانم کجا بمانم نه پای رفتن نه تاب ماندن چگونه گویم درخت خشکم عجب نباشد اگر تبر زن طمه ببند به استخوانم در این جهنم گل بهشتی چگونه روید چگونه بویم من ای بهاران ز ابر نیسان چه بهره گیرم که خود خزانم صدای حق را سکوت باطل در آن دل شب چنان فرو کشت که تا قیامت در این مصیبت گلو فشارد غم نهانم کبوتران را به گاه رفتن سر نشستن به بام من نیست که تا پیامی به خط جانان ز پای آنان فروستانم آه ای دیارم ای سرزمین کودکی من خورشید سرد مغرب بر من حرام باد تا آفتاب توست که در آفاق باورم ای خاک یادگار نیایش فریدون مشیری آفتابت که فروغ رخ زرتشت در آن گل کرده ست آسمانت که ز خمخانه حافظ قدحی آورده ست کوهسارت که بر آن همت فردوسی پر گسترده ست بوستانت کز نسیم نفس سعدی جان پرورده ست همزبانان من اند مردم خوب تو این دل به تو پرداختگان سر و جان باختگان غیر تو نشناختگان پیش شمشیر بلا قد برافراختگان سینه سپر ساختگان مهربانان من اند نفسم را پر پرواز از توست به دماوند تو سوگند که گر بگشایند بندم از بند ببینند که : آواز از توست ! همه اجزایم با مهر تو آمیخته است همه ذراتم با جان تو آمیخته باد خون پاکم که در آن عشق تو می جوشد و بس تا تو آزاد بمانی به زمین ریخته باد !
همیشه با تو
یکشنبه 1386/02/23 0:47 قبل از ظهر
به ايرانم ايران جاودانه ام همیشه با تو فریدون مشیری معنای زنده بودن من با تو بودن است نزدیک دور سیر گرسنه رها اسیر دلتنگ شاد آن لحظه ای که بی تو سرآید ؤشششش مفهوم مرگ من در راه سرفرازی تو در کنار تو مفهوم زندگی ست معنای عشق نیز در سرنوشت من با تو همیشه باتو برای تو زیستن
به پاخیز
چهارشنبه 1386/02/19 0:0 قبل از ظهر
درود بر دلیران و به آزاد شیران درود بر جوانان ایران درود جمله یاران درود بر ایران ما هزاران هزار ز دشت و بیابان زنان چو مردان همه سوی ایران به پاخیز و بنگر عزیزان و یاران ز اهریمن جان تو آزاد کن ایران درود بر تو باد به پاخیز و بنیاد ظلم و ستم فورو ریز و بشکن تو زندان غم به پاخیز و اسب شرف رو بتاز و به ازم شرافت دل و جان بباز به پا خیزید و از ایرانی ایرانی بسازید بدان امید که ایران سرفراز در جهان و جهان به ایران سرفراز داشته باشیم درود بر ایرانی آریایی
آتش بس کنید
چهارشنبه 1386/02/12 0:5 قبل از ظهر
سیم های خاردار رو نکش دور و برم هوای آزادی مهمون تو سرم چندت بگیر قیمت آزادی چیه به قیمت جون هم باشه من می خرم آجر و چوب و حنجره سلول منه هوای تازه یه نفس برام کمه نگاه من شکل عجیب ماتمه هزار تا سوال بی جواب مگه کمه جای منی که قلبش رو برای عشق وا می کنه این جا نیست توی کویر بی کسی کسی رو پیدا می کنه این جا نیست هوای آزادی می خواد روح و تنم دلم می خواد از قید و بند دل بکنم کی گفته صدای آب بسه برای تشنگی یا با نگاه شیرین یادت میره گرسنگی کی گفته یه وقت خواب یعنی رسیدن به خواب وقتی واسه هزار سوال نداری حتی یک جواب دیگه بس کنید کشتن آدما آتش بس کنید
به چهره یک کودک نگاه کنید آتش بس کنید
هفت پایه تکامل یا عرفان
دوشنبه 1386/02/10 0:30 قبل از ظهر
1. بهمن یا اندیشه نیک که خواهان دانش اندوزی و خردمندی و فرهنگ گستری و دادگری و دوری از بدی و بدکاران و پاس داشتن چهارپایان سودمند است 2. اردی بهشت یا بهترین راستی ها و پاکی ها که خواهان اندیشه گفتار و کردارنیک و پیروی از راستی و پاک بودن و گریز از دروغ و جادوئی است 3. شهریور یا پادشاهی نیک خداوند جان و خرد و سررشته داری (حکومت ) بر خود که خواهان دوری از بیکاری و گدایی و کوشیدن در راه توان گری و سروری است 4. اسفند یا فروتنی و مهر که خواهان ایرمنشی یا فروتنی ( نام میهن گرامی مان ایران از این واژه گرفته شده است ایر(فروتن ) + ان = میهن فروتنان یا ایران ) و کوشش در آبادانی زمین و برپائی بنیادهای نیک مانند بیمارستان و آموزش گاه ها و ...... است 5. خرداد یا تن درستی و خرمی و کمال در این جهان که خواهان خرمی دل و پاکی تن و گیتی را به چشم نیک دیدن و شاد زیستن و گرامی داشت آب و برومند سازی زمین خشک است 6. آمرداد ( بی مرگی و جاودانگی ) که خواهان نگهداری تن و پاکیزگی خانه و افزودن درخت و کمک به دردمندان و افتادگی است 7. مزدا اهورا آدم پس از این که از 6 دوره بالا گذشت خرد و روانش با روان و خرد کل که مزدا باشد یکی می شود و نمونه کامل راستی و پارسائی می گردد باشد که با رایزنی منش نیک ( بهمن ) پیمودن راستی و داد ( اردی بهشت ) و به کارگیری مهر و فروتنی ( اسفند ) از چنان نیروی اهورایی ( شهریور ) بهرمند گردید که به رسایی ( خرداد ) رسید و جاودان ( امرداد ) گردید
عشق به ایران
سه شنبه 1386/02/04 2:4 بعد از ظهر
تو ای هم وطن کز گه باستان به گیتی بدی رهبر راستان کنون نیز نگه کن که از تخمه ی کیستی ؟ که بودی ؟ چه کردی ؟ و چون زیستی ؟ عشق به ایران عشق به ویرانه های تخت جمشید نیست عش به هم میهنان و نیاکانی است که در این سرزمین اهورایی جان فشانی کرده اند کار کرده اند و شادی کرده و یا گریسته اند که نتیجه اش اکنون در پیش روی ماست تخت جمشید نیز بخشی از تاریخ و فرهنگ است عشق به ایران عشق به فرهنگی است که کوروش بزرگ و دیگران زاده این فرهنگ اند
بیایید روی آب راه برویم
جمعه 1386/01/31 9:50 بعد از ظهر
هستی داشتن : یعنی خود را شناختن هستی داشتن یعنی فرد بودن هستی داشتن یعنی آزاد بودن هستی داشتن یعنی آزادی خود را برگزیدن ما یک امکانیم نه یک فعل تمام آزادی : شکوه آدمی بودن آزادی شکوه انسان بودن توست ساده روشن و آزاد باش همیشه باید دل به دریا زد در همین دل به دریا زدن هست که تو دوباره متولد می شوی تو ازادی که حقیقت خود را بیافرینی از اهسته رفتن نترس از بی حرکت ایستادن بترس آزادی تنها ارزش جاودانه تاریخ است
ما حق داریم
یکشنبه 1386/01/19 11:51 بعد از ظهر
خدای بزرگ است اهورامزدا که زمین را آفرید که آسمان را آفرید که مردم را آفرید که شادی را برای مردم آفرید پس ای فرزندان ایران به خود آئید و بدانید که شما هم فرزندان همان نیاکان با شکوه هستید برخیزید و دوباره از ایرانی ایرانی بسازید ما حق داریم حق آزادی حق برابری حق زندگی بدون هیچ آزاری ما حق دارم حق آزادی اندیشه
فروهر
پنجشنبه 1386/01/02 10:40 بعد از ظهر
فروهر در باور زرتشتیان وجود انسان از چهار گوهر تشکیل شده که از تاثیر آنها بر یکدیگر پویندگی و بالندگی از هر فرد سر چشمه می گیرد این چهار جزء عبارتند از تن و جان که مربوط به جهان مادی است روان و فروهر که مربوط به سرشت آدمی هستند واژه فروهر از دو قسمت فر به معنی پیش و وهر یعنی کشنده و برنده درست شده این گوهر ارزشمندترین پاره وجود انسان است در دوره هخامنشیان به عنوان آرم ملی استفاده می شد هر یک از اندام های نگاره فروهر گویای مفهومی در اندیشه نیاکان دارد چهره سالخورده و نورانی فروهر : یاد آور بهره گیری از تجربه پیران خردمند است دست فروهر که رو به سمت جلو دارد: تا آرمان انسان همواره به سوی پشرفت و بالندگی باشد حلقه دست این نگاره : جلوه گاه آیین مهر و نشان پیمان انسان با خداوند در پیوستن به اشویی است بال فروهر سه قسمت دارد: تا فراگیری هومت و هوخت و هورشت یعنی اندیشه و گفتار و کردار نیک حلقه دور کمر فروهر : نشان وارستگی انسان از امیال ناهنجار و نیروی پرواز او به سرچشمه خورشید است دو رشته آویخته در پایین : نشان پیوستن به سپنته مینو یعنی منش پاک و پشت سر گذاشتن انگره مینو یعنی اندیشه پلید است قسمت زیر بال فروهر: سه قسمتی است تا نفرت انسان و زیر پا گذاشتن دژمت و دژوخت ودژورشت را یاد آوری کند یعنی هر فرد بایستی اندیشه و گفتار و کردار ناپاک را از خود دور کند
دوباره می سازمت
شنبه 1385/12/26 2:47 بعد از ظهر
دوباره می سازمت وطن
سیمین بهبهانی دوباره می سازمت وطن اگر چه با خشت جان خویش ستون به سقف تو می زنم اگر چه با استخوان خویش دوباره می بویم از تو گل به میل نسل جوان تو دوباره می شویم از تو خون به سیل اشک روان خویش دوباره یک روز روشنا سیاهی از خانه می رود به شعر خود رنگ می زنم ز آبی آسمان خویش اگر چه سد ساله مرده ام به گور خود خواهم ایستاد که بر درم قلب اهرمن ز نعره آنچنان خویش اگر چه پیرم ولی هنوز مجال تعلیم اگر بود جوانی آغاز می کنم کنار نوباوگان خویش حدیث حب الوطن ز شوق بدان روشن ساز می کنم که جان شود هر کلام دل چو بر گشایم دهان خویش هنوز در سینه آتشی به جاست کز تاب شعله اش گمان ندارم به کاهشی ز گرمی دودمان خویش دوباره می بخشیم توان اگر چه شعرم به خون نشست دوباره می سازمت به جان اگر چه بیش از توان خویش
ازادی و برابری
جمعه 1385/12/25 8:58 بعد از ظهر
مهر ایران
جمعه 1385/12/25 3:22 بعد از ظهر
مهر ایران
روان شاد پژمان بختیاری اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانه ها رو دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوای را دوست دارم اگر آب و هوایش دل نشین نیست من این آب و هوا را دوست دارم به شوق خار صحراهای خشکش من این فرسوده پا را دوست دارم من این دلکش زمین را می پرستم من این روشن سما را دوست دارم تمام عالم از آن شما باد من این یک تکه جا را دوست دارم اگر بر من ز ایرانی رود زور من این زور آزما را دوست دارم اگر آلوده دامانید اگر پاک من ای مردم شما را دوست دارم
پارسی
پنجشنبه 1385/12/24 8:9 بعد از ظهر
پارسی
سرزمین سرفرازان بود ایران نام او مهر ورزان جرعه نوش جام او کشوری چشم و چراغ خاوران سرزمین نیک اندیشان و پاکان جهان نیک گفتاران و نیک کرداران کشور نام آوران با مردم نام آوری این میان بیگانگان در کمین بودند با ترفند ها رخنه ها کردند از راه زبان تا نفاق افتاد در یاران و خویشاوند ها دست ها از هم جدا اشک ها شد جانشین خوش ترین لبخند ها آه از هم زبانان هم دلان افتاده دور آه ای از کاروان جامانده حیران و ناصبور روزگار سرفرازی هایت آیا آرزوست ؟ تا گذاری بار دیگر دست خود در دست دوست پارسی را پاسداری کن اگر ..... فریدون مشیری
می دانی
سه شنبه 1385/12/22 5:37 بعد از ظهر
می دانی می دانی خود بودن در دنیایی که همه می خواهند از تو شکل دلخواه خود را بسازند وهشتناک و سخت می آید ولی من می دانم هر انسانی با حرمت نهادن به خود قادر بود اقتدار را در درون خود بیابد من می خواهم همچو یک جنگجو باشم حتی اگر برنده هم نباشم باز به پیکار ادامه دهم چرا که حداقل تلاش خود را کرده ام می دانم من فقط یکی هستم ولی هنوز یکی هستم هر کاری نمی توانم بکنم ولی هنوز می توانم کاری بکنم الهی به زیبایی سادگی به والایی اوج افتادگی رهایم مکن جز به بند غمت اسیرم مکن جز به آزادگی
چو ایران
سه شنبه 1385/12/22 3:12 بعد از ظهر
چو ایران نباشد تن ما مباد توانا بود هر که دانا بود
فرهنگ ایرانی
پنجشنبه 1385/12/17 10:27 بعد از ظهر
فرهنگ ایرانی
فرهنگ شاد خواری شاد نویسی خوش بوشی خوش باشی فرهنگ امید و تکاپو و کار و کوشش فرهنگ ارج نهادن به داده های هستی فرهنگ پاسداری از آب و هوا و خاک و آتش و دیگر آخشیج های هستی فرهنگ جوان مردی نرم خویی پیمان داری و داد و دهش و فرهنگ جشن و شادمانی است
عکس3
پنجشنبه 1385/12/17 10:20 بعد از ظهر
زیر پوست شهر
چهارشنبه 1385/12/16 7:39 بعد از ظهر
زیر پوست شهر
زیر پوست شهر نداری تو خبر نمی دونی چی می گذر زیر این گذر
زندگی چند تا جون دود می شه می ره هوا دنیا نداره به ما وفا
می دونی چیه حرف این کارتون خواب ها
سعی می کنند نشون ندهند که ندارند ننه و بابا
زندگی هست تو این بازی خیلی سخت و نیست هیچ فریاد رس
سر راهت می بینی یه فرشته تن فروش
مثل شمع که می خواد روشن بشه میشه خاموش
اون هم هست یک آدم و داره مثل تو احساس
چرا برای گناه بقیه باید بده قصاص
این روزگار نکرده به هیچ کس هیچ وقت رحم
کاش می شد کمکشون کنم ولی زندگیشون تباه
فردا رو می بینی به هر جا که می کنی نگاه
با دل شکسته می زنی از خونه بیرون تو راه ابر های سیاه بالای سرت
مثل سایبان از خیابون به خیابون از چاله به چاه
کشیدن دود هست فقط برای تفریح
فقط بجنگ و امید داشته باش تا دقیقه 90
اگه پشیمون بشی بازنده هستی تا ابد
زندگی همین که داری می بینی از نزدیک
فرست نیست که اینجا از همشون بگم
خلاصه قصه همین بود یا نبود کارتو باشه از عشق عشق سرودن
الفبای عشق
سه شنبه 1385/12/15 9:51 بعد از ظهر
الفبای عشق
الفبای عشق/ ستاره دنباله دار سرنوشت / هنوز هم مانده به دل حسرت دیدن بهشت /
شروع غصه با یک اتفاق بود / خاتمه آن هم با یک اتفاق خواهد بود /
به یاد دارم همه خاطراتمون رو / تنهای زجر نیست یه نعمته /
به من یاد داده رو پام وایسم / هنوز هم به یاد دارم اون روزها را /
هم به یاد همه اون آدم ها / هنوز هم مثل همیشه دست ها رو به آسمون /
خودم رو ناچیز می دونم / و طلب عشق می کنم / از محبت و غم یه جا شاکی و خوشحال /
با احساس صبری که خیلی وقته لبریز شده / رنگین کمون دیگه به من لبخند نمی زند /
آینه شده مهرم رازم / اسپری رنگ شده قلمم / این وب سایت شده /
دریچه رو به بی نهایت / بدون حد و مرز / و بدون منظور /
به جای کلمه خداحافظ / کلمه عشق جا می زارم /
حرف های من رو خوب به یاد داشته باشید
روزی
شنبه 1385/12/12 6:39 بعد از ظهر
روزی
روزی دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبای را خواهد گرفت روزی که کمترین سرود بوسه است و هر انسان برای هر انسان برادری است روزی که معنای هر سختی دوست داشتن است تا تو به خاطر اخرین حرف دنبال سخن نگردی روزی که آهنگ هر حرف زندگیست تا من به خاطر آخرین شعر رنج جستجوی قافیه نبرم روزی که هر لب ترانه ای ست تا کمترین سرود بوسه باشد روزی که تو بیایی برای همیشه بیایی و مهربانی با زیبای یکسان شود روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم و من آن روز را انتظار می کشم تقدیم به فرزندان ایران
یار دبستانی من
جمعه 1385/12/11 5:7 بعد از ظهر
یار دبستانی من با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما بغض منو آه منی حک شده اسم من و تو روی این تخته سیاه ترکه بیداد وستم مانده هنوز رو تن ما دشت بی فرهنگی ما هرز تمام آلفاش خوب اگه خوب بد اگه بد مرده دل های آدماش دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه کی می تونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست |
|