|
متل های کودکی یادت هست
جمعه 1387/08/10 8:46 بعد از ظهر
مَتل هاي كودكي در آغوش مادربزرگ يادت هست دويدم و دويدم دويدم دويدم سر كويي رسيدم دوتا خاتوني ديدم يكيش به من آب داد يكيش به من نون داد نون رو خودم خوردم آب را دادم به زمين زمين به من سبزه داد سبزه دادم به بزي بزي به من پشكل داد پشكل دادم به نانوا نانوا به من آتيش داد آتيش دادم به زرگر زرگر به من قيچي داد قيچي را دادم به درزي درزي به من قبا داد قبا را دادم به ملا ملا به من كتاب داد كتاب دادم به بابا بابا دو تا خرما داد يكيش خوردم كرمو بود يكيش خوردم تلخ بود رفتم به بابام گفتم، يك خرما ديگه خواستم زد تو كُلام كلام افتاد تو باغچه سرم پريد تو طاقچه رفتم به خونه قاضي جستم سه تا نيم غازي يكيش را دام شكمبه يكيش را دادم به پنبه يكيش را دادم به دنبه آتيش به پنبه افتاد گربه به دنبه افتاد سگ به شكمبه افتاد پيرزني كه آنجا بود كِرّي به خنده افتاد
گنجشكك اَشيه مَشيه سر بون ما مَنشي برف مي آد گلوله مي شي بارون مي آد تر مي شي ميفتي تو حوض نقاشي نقاش باشي مي گيردت سلاخ باشي مي كُشدت فراش باشي مي بردت آشپز باشي مي پزدت قاشق بيار سر بكشيم سر كوچك و دندون بكشيم
تو كه ماه بلند در آسماني تو كه ماه بلند در آسماني / منم ستاره مي شم دورت مي گردم تو كه ستاره شدي دورم چرخيدي / منم ابر مي شم رو تو مي گيرم تو كه ابر شدي رومو گرفتي / منم بارون مي شم شُرشُر مي بارم تو كه بارون شدي شُرشُر باريدي / منم سبزه مي شم سر در مي آرم تو كه سبزه شدي سر در آوردي / منم بزي مي شم تو رو مي چينم تو كه بزي شدي سرمو چيدي / منم قصاب مي شم سر تو مي برم تو كه قصاب شدي سرمو بريدي / منم شيشه مي شم اونجا مي شينم تو كه شيشه شدي اونجا نشستي / منم خون مي شم مي رم تو شيشه تو كه خون شدي رفتي تو شيشه / منم پنبه مي شم در تو مي بندم تو كه پنبه شدي درمو بستي / منم تُشك مي شم اونجا ميفتم تو كه تُشك شدي اونجا افتادي / منم لحاف مي شم روتو مي گيرم تو كه لحاف شدي رومو گرفتي / منم عروس مي شم اونجا مي شينم تو كه عروس شدي اونجا نشستي / منم دوماد مي شم پهلوت مي شينم
پریا ـــــ احمد شاملو
سه شنبه 1387/06/05 0:37 قبل از ظهر
پریا یکی بود یکی نبود |
|