|
برگرفته از کتاب ادیان بزرگ جهان
چهارشنبه 1387/06/27 0:12 قبل از ظهر
اجزايي كه لازم بود تا تولد پيامبر ايراني را به حصول رساند از سه جزء بود كه هر سه منشا آسماني داشتند و به ترتيب عبارت بودند از : فرهْ يزداني ، روان و تن فرهْ ايزدي عبارت بود از چيزي روحاني چون پاره يي نور يا نيرو كه گاه نيز به صورت كبوتر و شاهين در مي آمد و از طرف خداوند در جسم مردان برگزيده وارد مي شد و موجب موفقيت و پيشرفت شان را فراهم مي آورد تولد دغدوا در سپهر ششمين كه مركز روشنايي بيكرانه بود فره نخستين وجود داشت فره را از آنجا برگرفت و به خورشيد منتقل ساخت و به ترتيب از خورشيد به ماه و از ماه به ستارگان منتقل شد تا پرورده گشت .آنگاه آن فره ايزدي ز ستارگان به آتشگاه خاندان فراهيم منتقل گشت با ورود اين عنصر اسماني آتشگاه فراهيم بدون افزودن مواد سوختن هم چنان بي وسيله مي سوخت در آن هنگام همسر فرآهيم آبستن بود فره ايزدي به او منتقل شد و چون وضع حمل كرد فرزند او دغدوا نام گرفت . وقتي فرآهيم دخترش را به اتهام پيوند با جادوگران از خانه و قبيله بيرون كرد دغدوا پس از مدتي سرگرداني به قبيله سپيتمان پناهنده شد و پسر آن قبيله به او علاقه مند و ازدواج كردند و بدين طريق فره ايزدي به خانواده سپيتمان منتقل شد. جزهْ دوم روان زرتشت بود چون هنگام زادن زرتشت فرا رسيد بهمن و اردي بهشت كه دو تن از ايزدان والا مقام بودند ساقه يي از گيه مقدس هوم را تهيه كرده و روان زرتشت را در آن قرار دادند . پس اين دو ايزد بزرگ ، آن ساقه را از جايگاه آسماني اش به زمين آورده و روي درختي كه دو مرغ در آنجا آشيانه داشتند قرار دادند روزي ماري به آشيانه مرغان راه يافت و آن دو پرنده را بلعيد ، اما ساقه گياه مقدس هوم به مار حمله كرده و پس از كشتن مار دو مرغ را رهايي بخشيد . زماني كه تازه پورشسب با دغدوا ازدواج كرده بود شباني را پيشه داشت روزي كه به دنبال گله در صحرا راه مي پيمود بهمن و اردي بهشت وي را به سوي آن درخت هدايت كردند پورشسب ساقه گياه هوم را بر داشته و در بازگشت به خانه آنرا به همسرش سپرد تا نگهداري كند و بدين ترتيب روان زرتشت از آسمان به زمين آمد . اينك گاه سوم كه تن او بود فراهم آوردن پيكر به عهده دو ايزد ديگر به نام هاي امرداد و خرداد محول بود تن وي از آب و گياه درشت شد . خرداد ايزد آب و امرداد ايزد گياهان در آسمان كار خود را انجام دادند و آنگاه به ابرها دستور دادند تا مايه اصلي تن را در خود جاي داده و با بارش باران آنرا به زمين منتقل كنند ابرها چنان كردند و مايه تن زرتشت بدين ترتيب در دل گياه جاي گرفت گياهان روي زمين روييدند و چون چنين شد پورشسپ با راهنمايي خرداد و مرداد شش گاو خود را براي چرا به صحرا برد گاوان از گياهان كه حامل مايه تن زرتشت بود خوردند و پستانهايشان پر از شير شد دغدوا شير گاوان را دوشيد و پورشسپ شاخه مقدس هوم را كه خشك شده بود ساييده و داخل شير كرد و هر دو از آن خوردند . قرار گرفتن سه جزء در كنار هم و تولد زرتشت زرتشت وقتي به دنيا آمد چنان خنديد كه حاضران صدايش را شنيدند پشت سرش برجسته بود و چون دست بر آنجا مي نهادند مي تپيد و همگان بزرگي و فر و شكوهش را ستودند و گفتند كه آينده درخشان و پيشاني بلند دارد دشمنان براي نابودي زرتشت در كودكي درست به كارهاي زيادي زدند از جمله: رفتند و آتشي بسيار برافروختند وقتي مادرش فرا رسيد فكر كرد كودك سوخته است اما وي را ميان آتش به بازي سرگرم ديدند و آن اتش بر او بي گزند ماند. كودك را در گذرگاه خيلي عظيمي از احشام قرار دادند تا جان بسپارد اما نخستين گاوي كه به زرتشت رسيد ايستاد و بري كودك جان پناهي ساخت تصميم گرفتند كه كودك را نزد گرگان درنده رها سازند اما چون گرگان به نزديك كودك رسيدند به زرتشت آسيبي نرسانيدند و چون كودك گرسنه بود دو بز پديد شدند و در لانه گرگ ها به او شير دادند. زرتشت از 7 سالگي تا 15 سالگي نزد خردمند و مقدس بزرگ زمان به نام برزين به فرا گرفتن اصول مذهبي و روش كشاورزي و شفاي بيماران پرداخت. در جرگه مردان پذيره شدندش و كمر آويزي را كه نشان اين مقام بود به كمرش بستند. زرتشت با دختر فرشوشتر با نام هووي ازدواج كرد. در جنگي كه ميان گشتاسپ و تورانيان در گرفت بر سر ندادن خراج به تورانيان زرتشت در آتشكده نوش آذر براي پيروزي گشتاسپ دعا مي كرد كه يكي از تورانيان به نام برات رش از پشت به وي حمله كرده و پيامبر را كشت در سن هفتاد و هفت سالگي
زاد روز اشو زرتشت
سه شنبه 1387/01/06 12:15 بعد از ظهر
درود دوستان عزیزم
امروز زاد روز اشو زرتشت هست در چنین روزی در زمان فرمانروایی لهراسب اشو زرتشت در خانه ژدرش در کنار رود درجی که به دریای چی چست (ارومیه) می ریخت با چهره نورانی از مادرش دغدو زاده شد و چون نام خاندان پدرش اسپنتمان نام نهادند و در روز خورداد و فروردین ماه در زمان شاه گشتاسپ کیانی از جانب اهورا مزدا به پیامبری برگزیده شد.
اوستا و بخش های آن
یکشنبه 1386/07/08 6:22 بعد از ظهر
اوستا به معنی کتاب زندگی است اوستا نوید رهایی مردمان از زشتی و خشم و منش بد و نوید شکست دروغ و کاستی و تباهی و پیروزی و فرمانروایی نیکی و راستی و پدید آرندگی است. زبان اوستایی: زبان اوستایی نزدیکی بسیار با سنسکریت دارد و این دو با هم زبان هند و ایرانی را شامل می شوند. زبان اوستا دارای دارای 48 حرف می باشد که چهارده حرف صدا دار و 34 حرف بی صدا است. یسنا: یکی از کهن ترین بخش های مینوی اوستا است که هفتاد و دو بخش دارد و هر یک از این بخش ها در اوستا هات یا ها می گویند. موضوع هات های یسنا ستایش و نیایش اهورا مزدا امشسپندان و ایزدان و دیگر آفریدگان نیک اهورایی است. یسنا به معنی ستایش و پرستش گات ها: هفده هات از هفتاد و دو هات یسنا است که سراینده آن زرتشت است از پنجاه و پنج هات بازمانده یسنا هفت هات جداگانه نام برند این هشت هات در میان هات پایان اهونودگات و هات آغاز اشتودگات فاصله است هات 52 در میان چهارمین و پنجمین گات جای گرفته و هوشبام نام دارد و نیایشی است که در هنگام بامداد می خوانند یشتها: واژه آن یکی از بلند ترین و دلکش ترین بخش های اوستا واژه یشت به معنی با یسنا یکسان است و تنها فرقی که دارد این است که یسنا به معنی ستایش و نیایش بطور کلی اما یشت به معنی ستایش و نیایش ویژه ایزدان و اشاسپندان بخش یشت شامل بیست و یک یشت نا بیشتر ایزدان ه سی روز ماه به نام آنها است یشت های کنونی را می توان به دو دسته کوتاه و بلند بخش کرد کوتاه: بسیار نارسا و ساختگی و تازه بلند: زبانی پخته و کهنسال بخش های یشت ها را کرده می نامیدند به معنی فصل و هر کرده از هر بند تشکیل می گردد. وندیداد : نام بخشی از اوستا بخش فقهی اوستا ست و خواننده را با احکام فرعی ایین زرتشت که در کارهای روزانه بکار میآید آشنا میسازد معنی واژه وندیداد: یعنی قانون ضد دیو است وندیداد نسک نوزدهم از بیست و یک نسک اوستای روزگار ساسانیان بوده فصل های وندیداد را فَرگَرد مینامند یعنی فرابریده وندیداد بیست و دو فرگرد دارد در این فرگردهای بیست و دو گانه همهجا سخن از داد یا قانون نیست بلکه از چیزهای دیگر نیز گفتگو میشود در فرگرد یکم از شانزده کشور آفریده اهورا و زیان های اهریمن بدین سرزمین ها ، فرگرد دوم از روزگار جمشید و ویرانی جهان در فرگرد سوم از کشاورزی و شادمان شدن زمین از کشت و کار و ناخشنود گردیدن آن از آلایش لاشه و مردار گفتگو میشود در فرگرد هیجدهم از موبدان راستین و دروغین و خروس که بامداد مردم را از خواب بیدار می کند در فرگرد نوزدهم از کوشیدن اهریمن برای فریفتن زرتشت و روان مردم پس از مرگ فرگرد چهارم تا هفدهم شایستگی آنرا دارد که داد یا قانون نامیده شود به شستشو و پاکیزگی و کفاره گناهان و پرداخته شده فرگرد هفتم هم درباره پزشکی و درمان است ویسپرَد بخشی از نامه کهن اوستا است شامل سرودهای کوتاهی در ستایش ردان و پاکان و پارسایان و همه پدیده های نیک و ستودن آفرینش است واژه ویسپرد از دو واژه اوستای ویسپ و رتَو ساخته شده و معنی آن همه سران است می توان گفت ویسپرد ستایش نامه و سپاس نامه و نیاگان نامبرده نامبردار و پارسای ماست فصل های ویسپرد را مانند یشت ها کرده می نامند خُرده اوستا یعنی اوستای کوچک آفریندگان نام یک رشته از نیایش های مزدا پرستان است به معنی ستایش و خواستاری نیک آفرینگان دهمان: یعنی کار آزمودگان آیین راستین و پارسایان و پاکان در آغاز سال و در روزهای چهارم و دهم و سی ام هر ماه و هنگام درگذشت کسی می خوانده اند آفرینگان گات ها: در روزهای پنجگانه هر شش گهنبار سال می خوانده اند درباره جشن ها است آفریندگان ریپتوین: ستایش است ویژه فرشته نگاهبان تابستان بزرگ اَشم وَهو وَهیشتم اَستی راستی نیکی بهترین است اوشتا اَستی اوشتا اَهمایی خوشبختی است خوشبختی از آن کسی است هَیت اَشایی وَهیشتایی اَشیم که او راستی برای بهترین راستی ترجمه آزاد راستی بهترین نیکی است ، خوشبختی است خوشبختی از آن کسی است که او راست باشد برای بهترین راستی.
اهنودگات سرود 28
دوشنبه 1386/03/14 2:10 بعد از ظهر
ای مزدا ! ای دانای بزرگ ! با دست های برافراشته تو را نماز برده بهروزی و کامیابی و شادمانی را خواستارم بشود که به یاری تو در پرتوی راستی و پاکی و برخورداری از خرد و دانش نیکی افزا با درونی پاک روان آفرینش را خشنود گردانم ای اهورا مزدا ! ای هستی بخش بزرگ دانا ! با اندیشه پاک و دل روشن به تو نزدیک شده به دیدارت خواهم شتافت من و پویندگان راه اهورایی را در پرتو راستی و نیکی و آسایش و آرامش جهان مادی و مینوی هر دو ارزانی دار ای مزدا اهورا ای راستی و ای منش نیک ! برای شما سرود هایی می سرایم که بیش از این کسی نسروده است تا توانایی مینوی و پارسایی در ما فزونی گیرد آرزوی ما را برآورده ساز تا به شادمانی و خرسندی و خوشبختی برسیم من روانم را به یاری اندیشه نیک به برترین و والاترین سرای نور و شادی رهنمون خواهم شد و با آگاهی از پاداشی که اهورا مزدا برای کردار نیک مقرر داشته تا تاب و توان دارم به مردم می آموزم که راه راستی را برگزینند و در پیمایش آن کوشا باشند کی راستی و منش نیک را خواهم دید ؟ کی راه اهورایی را خواهم یافت ؟ آیا سخن مزدا را خواهم شنید ؟ بشود که با پیام بزرگ و اندیشه برانگیزی که بر زبانم جاری است گمراهان را خداشناسی بیاموزم و به راه راست هدایت کنم ای مزدا اهورا ! ای دانای بزرگ هستی بخش ! به سوی من بیا و مرا از بخشش منش پاک و راستی برخوردار گردان از تو می خواهم که به من زندگانی سالم و طولانی ارزانی داری تا با توان بشتر در پناه راستی به همراه یارانم بر آزار و ستیزه جویی بدخواهان پیروز گردم ای راستی ! بخشایشی که پاداش نیک منشی است به ما ارزانی دار ای فرشته ی آرامش درونی و پارسایی ! آروزهای گشتاسب و یارانم را برآورده ساز ای مزدا ! به ما توانایی بخش تا پیام تو را به همگان برسانیم ای اهورا ! از تو که با بهترین راستی هماهنگی با قلبی آکنده از مهر خواهان بخشش های نیک منشی و درست اندیشی برای فرشوشتر و دیگر یارانم هستم ای مزدا اهورا ! ای راستی و ای منش نیک ! ستایش و نیایش خود را به شما نیاز می کنم هرگز راهی به جز راه شما نمی روم و میدانم که شما توانایی و شهریاری مینوی دارید و در خور ستایش هستید ای خداوند جان و خرد ! آرزوی نیک اندیشان و نیکوکارانی که راهشان را درست و راست می بینی برآورده ساز و ایشان را کامروا گردان می دانم به نیایش هایی که از دل برآید و بر پایه ی نیکی باشد پاسخ سزاوار خواهی گفت ای آفریدگار بزرگ دانا ! با این نیایش ها آیین راستی و راه نیک منشی را همواره پاسداری خواهم کرد از راه خرد و بینش راز آفرینش را برایم تا چیستی هستی را به مردم بشناسم
گاتها چیست ؟
یکشنبه 1386/02/16 10:36 بعد از ظهر
سرود های زرتشت را گاتها می نامند که از کهن ترین شعر های معنوی جهان است گاتها به معنی سرود پاک (گاتها ) خود را (مانتره ) به معنی برانگیزاننده ی اندیشه می خواند پیام گاتها برای بیداری اندیشه و خرد ورزی است گاتها آگاهی و روشنی است و راهنمای انسان برای پیمایش راه راستی و پیوستن به اشا (راستی ) گاتها جهان بین و پیشرو و همیشه تازه است پیام مانتره بر پایه یگانگی میان جهان مادی و مینوی است آیین راستی اساس و بنیان آفرینش است اشا هنجار و نظم گیتی و دانش برین است گاتها از آزادی اندیشه و سنجش و گزینش گفت وگو دارد (وهومن ) و ( اهریمن ) انسان اختیار دارد هر کدام را به دلخواه برگزیند نیکی نیکی آفریند و بدی بدی آورد گاتها می گوید تنها راه راستگاری راستی است یکی از ویژگی های بارز گاتها بازنگری و بازسازی در اندیشه و فرهنگ انسان است گاتها کهن ترین قسمت اوستا و سروده ی خود زرتشت است و در هفده سرود شامل دویست و سی و هشت بند به شعر باقی مانده است گاتها پنج فصل دارد و حدود هزار و هشتصد سال پیش از میلاد و به زبان اوستایی سروده شده 1. اهنود (سرود) 2. اشتود ( خرسندی و شادمانی ) 3. سپنتمد (خرد افزاینده ) 4. وهوخشتره ( شهریاری نیک اهورایی ) 5. وهشتواش ( بهترین آرزو ) پس از سروده شدن گاتها تنی چند از شاگردان و نزدیکان زرتشت نیایش های دیگری سرودند که به خوبی آموزش های اشوزرتشت را در خود جای داده این سرود ها عبارتند از : اشم وهو یتا اهو و ینگهه هاتام و هفت سرود دیگر که هفت هات نام دارند این سرود ها به همراه گاتها روی هم ( ستوت یسن ) نام دارند و همگی با لهجه گاتایی اند ستوت یسن به همراه دیگر نیایش های زرتشتی در کتاب به نام یسنا جمع آوری و امروز این کتاب هفتاد و دو هات (بخش ) به دست رسیده مردم پیرو آیین راستی مردمی که دین بهی را با اراده ی آزاد از روی اندیشه و خرد خود برگزیده اند جوانمرد و آزادیخواه و راست گفتارند اندیشه و گفتار و کردار اشو زرتشت مهر و لطف بی دریغ اهوراست فرا پذیرید ای امشاسپندان پاک گاتها را درود به شما ای سرود های پاک اهرایی ای گاتها
به یاد پیام آور زرتشت
پنجشنبه 1386/02/13 11:52 بعد از ظهر
هستی خسته بود و خاکستری مسیح نیامده بود از موسا خبری نبود هنوز عطر هیچ پیام آوری به مشام نمی رسید آدمیان چونان چارپایان به بهانه ی تکه گوشتی یکدیگر را می دریدند آدمیان آلت های غرایض خویش بودند بی امان وحشی بودند و بی دریغ خونخوار مزارع و کشتزارهای شان با گاو آهن جهل به شوره زاری بدل شده بود و رود خانه ها به مردابی عفن آسمان خیس خاکستر بود و تنور خورشید سرد سرد و زمین خاکی و خون آلود پرندگان خموده و خموش سر در لاک خویش برده بودند و قناری ها غرق سکوت کلاغ ها جای کبوتران را گرفته بودند و مگس ها جای پروانه ها را معبد دل ها ویران شده بود و گل ها پرپر و آدمیان پریش و دل مرده از این روز های بی طراوت تکرار زندگی برای شان پاپوشی پلشت بیش نبود بهار سر در پر پاییز کرده بود و خورشید سر در گریبان ابر ظلمت ساکت بود و سوت و کور دوستی و لبخند و مهربانی قرنها بود که از فرهنگ لغات زندگی مردم پاک شده بود و خشم و کینه و دشمنی رفیق راهشان همدلی بی نام بود و همراهی بی نشان و زندگی مفهومی بیش از خور و خواب و خشم و شهوت نداشت سال ها بدین سان گذشت ..... به ناگه ! در یک پگاه پاکیزه ی بهاری قناری ها شروع به خواندن کردند و کبوتران صورتی در آسمان آبی به پرواز در آمدند آن روز خورشید با شوق سپیدی درخشیدن آغازید عطر و بوی بهار می آمد مردم حیرتناک برای لحظه ای به آسمان نگریستند وهم غریبی بود پنداری کسی می آید کسی که ترنم گامهایش خواب خفتگان را می آشفت پروانه ها به پیشباز گام هایش شتافتند گل های آفتاب گردان به شوق دیدارش روی از خاک برداشتند و بید مجنون به احترامش به نماز ایستاد او از هماغوشی خورشید و بهار می آمد او بزرگ و از اهالی امروز و با تمام افق های باز نسبت داشت و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید صدایش که به شکل حزن پریشان واقعیت بودمی خواند : هومته هوخته هورشته و نگاه اش که سرریز رنگین کمان عاطفه بود و دستان اش که کتاب سرود گات ها را در آغوش می فشرد گویی هوای صاف سخاوت را ورق می زد و مهربانی را به سمت ما می کوچاند و لبان سرشار از بهارش گاتها را می سرود سکوت لطیفی آسمان دل آدمیان را گرفته بود آدمیان حیرتناک او را می نگریستند و به دنبال نامش می گشتند او با (ز) زندگی آغاز می شد و (ر) راح روح بود و (ت) تنهای مونس او و (ش) شوق همدم او و (ت) ترنم بهار را به همراه داشت او زرتشت بود زرتشت به پاکی معنا بخشید و به راستی تجسم و به مهر تبلور زرتشت عطر و طعم هستی را به همراه داشت و رنگ و روی مهتاب را
اشاره ای کوتاه به اندیشه های بزرگ اشو زرتشت
شنبه 1386/02/08 1:9 قبل از ظهر
توحید یا یکتا پرستی آنگاه تو را مقدس شناختم ای اهورا مزدا که تو را سرآغاز و سرانجام همه چیز دانستم و دریافتم که تو از روز ازل نتیجه و بازتاب هر گفتار و کردار نیک یا بدی را مقرر فرمودی و داوری تو پیوسته بر این اصل است که بدی بهره بدان و نیکی پاداش نیکان است تا روز بازپسین آزادی انتخاب راه ای اهورا مزدا تویی آفریننده جهان مادی و خرد مینوی و توی که به مردم جهان اختیار گزینش راه نیک و بد را دادی تا بنا به میل خود سوی رستگاری شتابند یا به گمراهی گرایند پیروزی نهایی نیکی بر بدی برابر قانون ابدی و آیین ازلی مزدا سرانجام راستی و نیکی پیروز خواهد شد کار و کوشش و آبادانی ما خواستاریم که زمره کسانی باشیم که جهان را به سوی راستی و پارسایی رهنمایند پاداش کارهای نیک و بد در جهان تنها اهورامزدا است که کیفر کارهای مردم را در گذشته و حال و آینده به درستی خواهد داد چه او برای هر کار نیک یا بدی پاداش و سزایی مقرر داشته و حساب همه کارها را در روز واپسین منظور خواهد داشت کاری نکنید که برازنده بزرگواری و آزادمنشی قوم پاک و برتر آریا نباشد
زمان زرتشت
سه شنبه 1386/01/14 1:33 بعد از ظهر
برخی از پژوهشگران دربارۀ زمان زرتشت دچار سرگردانی شدهاند و چون دستشان به جایی بند نشده، از روی پندار و خیال، زمان پیدایش او را پس از موسا گمان کردهاند. اما هنگامی که راه درست برویم و یک رشته گفتهها و نوشتههای استوار باستانی را به یاد آوریم، خواهیم دانست که داوری دربارۀ زمان پیدایش این پیامبر بزرگ آریایی خیلی آسان است و هیچ گونه دشواری و سرگردانی در بر ندارد. کهنترین نویسندۀ یونانی که از زرتشت نام برده اکزانتوس است. او در سدۀ پنجم پیش از میلاد مسیح میزیسته و نویسندگان دیگر از او یاد کردهاند. دیوژنس لرتیوس در سالهای نزدیک به ٢١٠ پس از میلاد مسیح، سخنانی از اکزانتوس یاد کرده و زمان زرتشت را در دو نسخۀ دستنویس، ۶٠٠٠ سال پیش از لشگرکشی خشایارشا به سوی یونان نوشته است. او سخن دیگری هم از هرمودوروس شاگرد افلاتون یاد میکند و به گفتۀ او زمان زرتشت را ۵٠٠٠ سال پیش از جنگ ترویا میداند. چنین بر میآید که رأی دیوژنس ۶٠٠٠ سال پیش از لشگرکشی خشایارشا به یونان بوده و خواسته است با یادآوری از این شمارههای هماهنگ، زمان پیغمبر ایران را نشان بدهد. چون لشگریان خشایارشا که در سارد گرد آمده بودند در بهار سال ۴٨٠ پیش از مسیح به یونان روی آوردند، بنابراین زمان زرتشت به ۶۴٨٠ سال پیش از مسیح میرسد. از سوی دیگر چون گرفتن ترویا و افتادن آن به دست یونانیان در سال ١١٨۴ پیش از مسیح دانسته شده، زمان زرتشت از روی گفتۀ هرمودوروس ۶١٨۴ سال پیش از مسیح میشود. همان گونه که میبینیم نتیجۀ این دو گفتار با اندک ناسازگاری، نمودار یک زمان است که نزدیک به ۶۵٠٠ سال پیش از مسیح را نشان میدهد. بیگمان سرچشمۀ این دو خبر یکی است و این ناسازگاری اندک در برابر روزگاری بس دراز که از ٨۵٠٠ پیش یاد میکند، چندان ارزشی ندارد و به پایۀ کار سستی نمیرساند. پلینیوس رومی مینویسد اودوکسوس زمان زرتشت را ۶٠٠٠ سال پیش از افلاتون دانسته است. پلینیوس میافزاید: موسا چند هزار سال پس از زرتشت بوده. ارستو نیز با اودوکسوس همرأی میباشد و باستانی بودن آیین ایرانیان را جلوتر از آیین مصریها میداند. سوئیداس از دو زرتشت نام میبرد: یکی دانای پارس و ماد که ۵٠٠٠ سال پیش از جنگ ترویا میزیسته و دیگری اخترشناسی بوده در زمان نینوس (شوهر سمیرامیس که در افسانهها از او به نام شهبانوی آسور یاد کرده و شهر بابل را از او دانستهاند) . ولتر فرانسوی زرتشت را به بزرگی ستوده و زمان پیدایش او را برابر رأی پارسها ۶٠٠٠ سال پیش از کوروش بزرگ یاد کرده است. اسپنسر برابر بررسیهای خود که بر پایۀ ستاره شناسی میباشد، زمان زرتشت را ٧١٢٩ سال پیش از میلاد مسیح یاد میکند.
زرتشت در یک نگاه
جمعه 1386/01/10 1:43 قبل از ظهر
نام خاندان : اسپنتمان نام پدر : پوروشسب نام مادر : دوغدو روز زایش : 6 فروردین ماه 1768 پیش از میلاد مسیح مقدس جای زایش : ارومیه نام همسر : هووی جای پیام : خاور ایران نام و مشخصات فرزندان : 6 فرزند سه پسر به نام های : ایسد واستر – اروتدنر - خورشید چهر سه دختر به نام های : فرنی – تریتی – پورچیستا زمان زندگی : هفتاد و هفت سال زمان پیام آوری : چهل و هفت سال هجرت از خاک به خدا : 5 دی ماه 1691 پیش از میلاد مسیح مقدس آرامگاه : مزار شریف افغانستان میراث فرهنگی زرتشت : گات ها و اوستا زرتشت به معنی : ستاره زرین در زبان اوستایی است
زرتشت
سه شنبه 1386/01/07 10:7 بعد از ظهر
پیام آور به دنیا می آید پگاه ششمین روز از نخستین ماه سال بود 1768 سال پیش از میلاد مسیح مقدس دو غدو گویی بهار در باغچه ی دلش شکوفا می گردد و به کنار سبزه زاران راه می جوید پنداری طعم دیگری دارد امروز ! خورشید زود هنگام درخشیدن آغازید گلهای بنفشه برای دیدن مادر بهار سرک می کشیدند قناری ها بی وقفه می سراییدند پروانه ها از شوق بر بالای شمع وجود مادر بهار پرواز می کردند کبوتران سپید به سینه رنگین کمان دل می سپردند زلال آب جاری شدن را با شعف و شادی می سرود ماهیان با لبانی نمناک سرود نیایش را می خواندند و آهوان سر در گریبان دوغدو که درد می کشید نهاده بودند شاید آرامشی باشند برای مادر بهار درخت سیب از سر شعف در پوست خود نمی گنجید و خود را می تکاند و شکوفه های رنگینش را بر سر مادر بهار می ریخت قاصدک ها دف زنان و پای کوبان گرداگرد سیمای درخشان دوغدو سماع می کردند پنداری خبر خوشی در راه بود پاکی و پرهیز و پارسایی صداقت و سخاوت و سادگی و عشق و محبت و مهربانی همچون فرشتگانی سپیدبال در کنار مادر بهار که از درد زایش به خود می پیچید گرد آمده بودند به ناگه! طنین فریاد دوغدو با غزل خوانی مرغ عشق و آوای آذرخش آسمان در هم آمیخت ترنم طربناک خنده ی نوزاد با لبخند ماهیان و آوای شوق آهوان در هم آمیخت ! بدین سان زرتشت در ششمین روز از فروردین ماه سال 1768 پیش از میلاد به دنیا آمد
زرتشت
دوشنبه 1385/12/28 11:13 بعد از ظهر
دین زرتشت
اشو زرتشت پیام آور آیین راستی و خرد – 1768 سال پیش از میلاد به روز ششم فروردین در سرزمین ایران زاده شد پدر اشو زرتشت پوروشسب نام داشته است سه پسر و سه دختر داشت و در 30 سالگی به پیامبری برگزیده شد در اندیشه و پیام اشوزرتشت خداوند هستی بخش اهورامزدا نام دارد اهورا یعنی هستی بخش / مز یعنی بزرگ / دا از دانش و دانایی آمده است دین چیست
از واژه دئنه در اوستا آمده و به معنای وجدان آگاه یعنی نیروی تشخیس خوب از بد بر پایه خرد و با آزادی و اختیار است انسانی دین دار است که می اندیشد و با کمک منش نیک خود آزادانه راه اشا را بر می گزیند حقوق بشر در آیین زرتشت از هر نژاد ملیت و قوم با هر زبان و رنگ پوست و دین و عقیده از حقوقی برابر بر خوردارند برتری طلبی دینی قومی و نژادی در این آیین نیست از دیدگاه اشو زرتشت خداوند همه انسان ها را آزاد آفریده و آنها را از نعمت آزادی و خرد بر خوردار ساخته چنانکه انسان ها از آزادی اندیشه و بیان بر خوردارند از حق آزادی در انتخاب دین و آیین نیز بهره مند هستند کیش اشو زرتشت دین آزادگی آیین داد و امید است دین زرتشت به هر شخص به عنوان فرد ارج می گزارد آزادی و اختیار یکی از با ارزش ترین داده ی اهورایی است و هیچ کس حق گرفتن آن را ندارد
اشوزرتشت
یکشنبه 1385/12/27 3:23 بعد از ظهر
گزیده ای از پیام اشو زرتشت
ای مزدا تو را از راه اشویی نماز می برم وبا هنر منش نیک به تو نزدیک می شوم 28 بند 10 نیک می دانم هیچ نیایشی نیست که از جان و دل بر آید و بی پاسخ بماند 50 بند 8 خوشبختی از آن کسی است که در پی خوشبختی دیگران باشد 43 بند 1 از کسانی باشیم که جهان را به سوی تازگی و آبادی و مردم را به سوی راستی و پارسایی راهنمایی می کنند 30 بند 9 بهترین گفته ها را به گوش بشنوید با اندیشه روشن بر آن بنگرید سپس هر زن و مرد آزادانه راه خود را بر گزینید 30 بند 2 |
|